شرح و تفسير بخش ديگرى از آداب اخلاقى در جنگ
در اينكه مخاطبان اين نامه جنگجويان جمل هستند يا صفين در ميان مورخان و شارحان نهجالبلاغه گفتگوست . مرحوم علّامهء مجلسى در بحارالانوار « 1 » اين توصيه را مربوط به جنگ جمل مىداند ، هر چند در جاى ديگر نيز براى صفين نقل كرده است . مسعودى در مروج الذهب نيز آن را مربوط به جنگ جمل مىداند .
ابن ميثم اين مشكل را در شرح نهجالبلاغه خود حل كرده و مىگويد : « اين سفارشى بود كه امام عليه السلام براى تمام صحنههاى جنگ بيان مىفرمود و همه جا بر آن تكيه مىكرد » و قبل از ابن ميثم نصر بن مزاحم در كتاب صفين و طبرى در تاريخ خود نيز آن را نقل كردهاند و با توجّه به اينكه محتوا يك دستور عام است اين سخن بعيد به نظر نمىرسد .
به هر حال امام عليه السلام در اين سفارش بر پنج نكته تأكيد فرموده است :
نخست مىفرمايد : « با آنها نجنگيد تا آنها جنگ را آغاز كنند ، زيرا به حمد اللَّه شما داراى حجت و دليل هستيد ( شما پيرو امام عليه السلام و پيشوايى هستيد كه خدا و خلق بر آن اتفاق دارند ) بنابراين اگر آنها آغازگر جنگ باشند حجت و دليل ديگرى براى شما بر ضد آنهاست » ؛ ( لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّى يَبْدَءُوكُمْ ، فَإِنَّكُمْ بِحَمْدِ اللَّهِ عَلَى حُجَّةٍ ، وَ تَرْكُكُمْ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَبْدَؤُوكُمْ حُجَّةٌ أُخْرَى لَكُمْ عَلَيْهِمْ ) .
اين دستورى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز به سپاهيان اسلام مىداد و نتيجهاش همان است كه امام عليه السلام در اين گفتار بيان فرموده است كه سپاه اسلام داراى دو دليل روشن بر ضد دشمن مىشوند ؛ نخست اينكه پيروى آنها از پيغبر اكرم صلى الله عليه و آله يا امام عليه السلام بر اساس موازين صحيح و منطقى بوده است . ديگر اينكه وقتى آنها
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 32 ، ص 313 .