ناتوان و از نظر روحيّه و عقل و خرد ضعيفاند » ؛ ( فَإِنَّهُنَّ ضَعِيفَاتُ الْقُوَى وَ الْأَنْفُسِ وَالْعُقُولِ ) .
از آنجا كه زنان توان نبرد ندارند ، كينهء خود را با دشنام دادن ابراز مىكنند و از آنجا كه روح و خردشان ضعيف است ، انتقامجويى را در بدگويى و بدزبانى نشان مىدهند ؛ به همين دليل افراد آگاه و بيدار نبايد در برابر بدزبانى آنها واكنش نشان دهند . بگذارند عقدهء دل را با اين سب و دشنامها وا كنند و آرام بگيرند و به يقين اگر در برابر اين سخنان زشت عكس العملى نشان داده شود ، هيجان آنها بيشتر مىشود و چه بسا سر از كفرگويى در آورند .
آن گاه امام عليه السلام اشاره به سيره و سنّت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در برابر زنان مشرك مىكند و مىفرمايد : « و در آن زمان كه زنان مشركان ( در عصر پيامبر ) به ما بدگويى مىكردند و دشنام مىدادند ( از سوى آن حضرت ) دستور داده مىشد كه از آزار و اذيت خوددارى كنيم » ؛ ( إِنْ كُنَّا لَنُؤْمَرُ بِالْكَفِّ عَنْهُنَّ وَ إِنَّهُنَّ لَمُشْرِكَاتٌ ) .
آن گاه امام عليه السلام به نكتهء سومى در اين باره اشاره كرده مىفرمايد : « حتى در زمان جاهليّت اگر مردى دست به روى زنى بلند مىكرد و سنگى به سوى او پرتاب مىنمود و يا او را با چوب مىزد ، همين امر باعث ننگ او و فرزندانش مىشد » ؛ ( وَ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيَتَنَاوَلُ الْمَرْأَةَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ بِالْفَهْرِ « 1 » أَوِ الْهِرَاوَةِ « 2 » فَيُعَيَّرُ بِهَا وَ عَقِبُهُ « 3 » مِنْ بَعْدِهِ ) .
هر گاه مردم عصر جاهليّت چنين باشند و هرگاه مسلمانان در برابر مشركان مأمور به خويشتندارى شوند ، در عصر ظهور اسلام و در برابر زنان مسلمان ناآگاه ، به طريق اولى بايد خويشتندارى نشان دهند .
هامش
( 1 ) . « فهر » به معناى قطعه سنگ صافى است كه مشت انسان را پر مىكند و « فهر » بر وزن « شعر » به سنگهايى گفته مىشود كه با آن ادويه را نرم مىكنند .
( 2 ) . « هراوة » به معناى قطعه چوبى مانند عصا و چماق است .
( 3 ) . « عقب » به معنى فرزند است خواه پسر باشد يا دختر .