در دستور پنجم آنها را به شدت از تفرقه بر حذر مىدارد مىفرمايد : « از پراكندگى و تفرقه سخت بپرهيزيد ، بنابراين هنگامى كه توقف كرديد و پياده شديد ، همه با هم پياده شويد و هر گاه كوچ كرديد همه با هم كوچ كنيد » ؛ ( وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّفَرُّقَ : فَإِذَا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِيعاً ، وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِيعاً ) .
با توجّه به اينكه امام عليه السلام اين دستورات را به « زياد بن نضر حارثى » و « شريح بن هانى » كه سركردهء مقدمهء لشكر بودند بيان مىكند منظور اين است كه مقدمهء لشكر به صورت پراكنده عمل نكنند و همه با هم باشند تا ضعف و فتور به آنها دست ندهد .
حضرت در ششمين دستور شيوهء آسايش شبانهء لشكر را بيان كرده و مىفرمايد : « و هنگامى كه پردههاى تاريكى شب شما را پوشاند ، نيزهداران را با نيزه به صورت دايرهاى در اطراف لشكر قرار دهيد ( و لشكر در وسط آن استراحت كند ) » ؛ ( وَ إِذَا غَشِيَكُمُ اللَّيْلُ فَاجْعَلُوا الرِّمَاحَ كِفَّةً ) . « 1 »
اين همان چيزى است كه در دنياى امروز نيز چه در ميدان جنگ و چه در غير آن افرادى را مىگمارند كه به اصطلاح كشيك دهند و از لشكر يا اماكن حساس در داخل شهرها و پادگانها مراقبت به عمل آورند و به محض اينكه احساس خطرى كنند ، زنگهاى بيدار باش را به صدا در بياورند و امروز به عنوان نيروى حفاظت از آن ياد مىشود .
در هفتمين و آخرين دستور به بدنهء لشكر نيز توصيه مىكند كه هنگام استراحت شبانه به سراغ خواب عميق نروند همانند كسانى كه آسوده در خانههايشان در بستر مىخوابند . مىفرمايد : « ولى خوابتان بايد بسيار سبك و كوتاه باشد همچون شخصى كه آب را جرعه جرعه مىنوشد و يا مضمضه
هامش
( 1 ) . « كفة » جمع « كفاف » به معناى شيئى مدوّر است و كفّهء ترازو را به همين مناسبت كفّه مىگويند كه به صورت دايره مىباشد .