بخش سوم
وَ أَمَّا مَا سَأَلْتَ مِنْ دَفْعِ قَتَلَةِ عُثْمَانَ إِلَيْكَ ، فَإِنِّي نَظَرْتُ فِي هَذَا الْأَمْرِ ، فَلَمْ أَرَهُ يَسَعُنِي دَفْعُهُمْ إِلَيْكَ وَ لَا إِلَى غَيْرِكَ ، وَ لَعَمْرِي لَئِنْ لَمْ تَنْزِعْ عَنْ غَيِّكَ وَ شِقَاقِكَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ عَنْ قَلِيلٍ يَطْلُبُونَكَ ، لَا يُكَلِّفُونَكَ طَلَبَهُمْ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ ، وَ لَا جَبَلٍ وَ لَا سَهْلٍ ، إِلَّا أَنَّهُ طَلَبٌ يَسُوءُكَ وِجْدَانُهُ ، وَ زَوْرٌ لَايَسُرُّكَ لُقْيَانُهُ ، وَ السَّلَامُ لِأَهْلِهِ .
ترجمه
اما آنچه از من خواستهاى كه قاتلان عثمان را به تو بسپارم ، من در اين امر انديشيدم و صلاح نمىدانم كه آنان را به تو يا به ديگرى تسليم كنم ( زيرا ارتباطى به تو ندارد نه ولىّ دم آنها هستى نه حاكم اسلام ) . به جانم سوگند اگر دست از گمراهى و نفاق افكنى بر ندارى ، به زودى كسانى را كه تو از قاتلان عثمان مىشمرى خواهى شناخت كه در تعقيب تو بر مىآيند و به تو زحمت نمىدهند كه براى دسترسى به آنان در صحرا و دريا و كوه و دشت به جستجوى آنها برخيزى ؛ ولى بدان كه تعقيب آنها نسبت به تو چيزى است كه يافتنش براى تو ناراحت كننده و ديدارى است كه ملاقاتش هرگز تو را خوشحال نخواهد ساخت و سلام بر آنان كه اهل آنند .
شرح و تفسير تو را با قاتلان عثمان چكار
؟ ! مىدانيم معاويه در كتاب خود از امام عليه السلام درخواست كرده بود كه قاتلان عثمان را به وى تحويل دهد ، درخواستى بىمعنا و دور از منطق ؛ زيرا اگر بايد