دشمنان حق در همه جا جولان مىكنند و دوستان حق ضعيف و ناتوان و بىاراده در برابر آنها ايستاده و تماشاگرند . صحنهاى كه هرانسان باايمان و غيورى را سخت آزار مىدهد .
در واقع عبارات امام عليه السّلام اشاره به جنايات معاويه و لشكر شام و سكوت و سستى مردم كوفه و عراق است . در پايان اين سخن ، كلام امام عليه السّلام اوج مىگيرد و مىفرمايد : « به خدا سوگند ! آنها به لقاى پروردگار نايل شدند و خدا پاداششان را بهطور كامل عطا فرمود و آنها را در سراى امن و امان بعد از اين زندگى پر از خوف جاى داد » ؛ ( قد - و اللّه - لقوا اللّه فوفّاهم أجورهم ، و أحلّهم دار الأمن بعد خوفهم ) .
آرى همانگونه كه قرآن مىفرمايد : گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شدهاند مردگانند آنها زنده جاويدانند و در نزد پروردگارشان به انواع روزيها متنعماند ، مرده آنها هستند كه تن به ذلت مىسپرند و زير پرچم ظالمان به زندگى مادى و تحقيرآميز ادامه مىدهند .
شهادت هميشه مايه افتخار است ولى در محيطهاى آلوده شهادت و رخت بربستن از آلودگىها و مفاسد و رهايى از دست گروههاى فاسد و مفسد افتخار ديگرى است . پيامى كه على عليه السّلام در محراب عبادت در لحظات شهادت به ما داد درس بزرگى بود فرمود : « فزت و ربّ الكعبة ؛ به خداى كعبه نجات يافتم و رستگار شدم » . و به گفتهء شاعر :
مرده دلانند به روى زمين * بهر چه با مرده شوم همنشين
هم دمى مرده دهد مردگى * صحبت افسرده دل افسردگى
زير گل آنان كه پراكندهاند * گرچه به تن مرده ، به دل زندهاند !
زنده شدم از نظر پاكشان * آب حيات است مرا خاكشان « 1 »
و به گفتهء شاعر توانايى ديگر ( سنائى ) :
بمير اى حكيم از چنين زندگانى * كز از اين زندگانى چون بميرى بمانى !
از اين مرگ صورت نگر تا نترسى * از اين زندگى ترس كاينك درآنى
هامش
( 1 ) . گزينشى از اشعار نظامى .