اين تعبيرات نشان مىدهد كه امام عليه السّلام براى هدايت مردم كوفه كه افرادى سست و پراكنده بودند از هروسيلهاى استفاده فرمود و كار فرهنگى گستردهاى را دربارهء آنها انجام داد تا آنجا كه همهء مواعظ انبيا و اندرزهاى اوصيا را براى آنها جمع ، و در اختيارشان قرار داد ؛ ولى اين باران حياتبخش رحمت الهى ، در آن شورهزارها اثر نكرد سپس محبّت و نرمش را كنار گذاشت و با شدت با آنها برخورد كرد . شايد به راه بيايند و متحد شوند ؛ ولى اين ميخهاى آهنين در آن سنگهاى خارا فرونرفت و معلوم شد كمترين نقص و عيبى در رهبرى و مديريت و فرماندهى نيست ، بلكه همهء عيب در آن گروه نابخرد و بىحميت بود .
اين جملهها نشان مىدهد اگر تمام انبيا و اوصيا براى هدايت آنها مىكوشيدند ، هدايت نمىشدند .
« شما را به خدا آيا انتظار داريد پيشوايى جز من شما را به راه بياورد و طريق حق را به شما نشان دهد ؟ » ؛ ( للّه أنتم ! أتتوقّعون إماما غيري يطأ بكم الطّريق ، و يرشدكم السّبيل ؟ ) .
اشاره به اينكه هرگاه پيشوايى چون من نتواند شما را به راه آورد كس ديگرى اين كار را نمىتواند انجام دهد .
عجب اينكه با آن همه يأس و نااميدى از اين جمعيّت ، باز امام عليه السّلام به نصايح تازهاى مىپردازد . شرايط زمان و محيط را براى آنها تشريح مىكند و ارزش شهادت در راه خدا را براى آنها بازگو مىكند و مىفرمايد : « آگاه باشيد آنچه از دنيا روى آورده بود ، پشت كرده و آنچه پشت كرده بود ، روى آورده است » ؛ ( ألا إنّه قد أدبر من الدّنيا ما كان مقبلا ، و أقبل منها ما كان مدبرا ) .
اشاره به اينكه با طلوع آفتاب عالمتاب اسلام و ظهور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نيكيها و فضيلتها به جامعه انسانى روى آورد ، ولى اكنون با ظهور بنى اميّه و بازماندگان دوران
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٥