جاهليّت آن نيكيها و سنّتهاى الهى از جامعه رخت بربسته و زشتيهاى عصر جاهليّت كه پشت كرده بود به جامعه اسلامى روى آورده بود .
سپس به عنوان مقدمهاى براى تجليل از مقام شهيدان راه خدا و تقويت فرهنگ جهاد و شهادت در برابر ظالمان و ستمگران مىفرمايد : « بندگان نيك خدا به سرعت عزم بر كوچ گرفتند و متاع اندك دنياى فانى را با سرمايه فراوان آخرت ماندگار ، مبادله نمودند » ؛ ( و أزمع « 1 » التّرحال « 2 » عباد اللّه الأخيار ، و باعوا قليلا من الدّنيا لا يبقى بكثير من الآخرة لا يفنى ) .
اين تعبير لطيف اشاره به اين است كه آن نيكان و پاكانى كه شرب شهادت نوشيدند و در راه خدا به اين افتخار بزرگ نايل شدند نه تنها زيانى نكردند ، بلكه تجارت پرسودى نمودند ، متاع قليل فانى را به متاع كثير باقى فروختند .
كسانى هم كه افتخار شهادت پيدا نكردند امّا در جهاد با نفس پيروز شدند و زرقوبرق دنياى فانى را به سعادت آخرت فروختند آنها نيز در سلسله اين گروه از عباد اللّه الاخيار جاى دارند .
در ادامهء اين سخن ، با تأكيد مىفرمايد : « راستى برادران ما كه خونشان در صفين ريخته شد ( و شربت شهادت نوشيدند ) اگر امروز زنده نيستند كه از اين لقمههاى گلوگير بخورند و از اين آبهاى ناگوار بنوشند چه ضررى كردهاند ؟ » ؛ ( ما ضرّ إخواننا الّذين سفكت دماؤهم - و هم بصفّين - ألّا يكونوا اليوم أحياء ؟ يسيغون « 3 » الغصص و يشربون الرّنق ! « 4 » ) .
اشاره به اينكه آنها رفتند و آسوده شدند و امروز ما مانديم و اين اوضاع نابسامان .
هامش
( 1 ) . « أزمع » از ريشهء « زمع » بر وزن « شمع » در اصل به معناى تصميم گرفتن بر چيزى است .
( 2 ) . « ترحال » از ريشهء « رحلت » به معناى كوچ كردن و رهسپار شدن است .
( 3 ) . « يسيغون » از ريشهء « سوغ » بر وزن « فوق » و سيغ ، بر وزن « سيل » به معناى گوارا .
( 4 ) . « رنق » به معناى كدر است .