تدبّر مىكردند و بهپا مىداشتند . سنّتها را زنده كرده ، بدعتها را ميراندند . هنگامى كه به سوى جهاد دعوت شدند ، مشتاقانه پذيرفتند به رهبر خود اطمينان داشتند و از او پيروى كردند سپس با صداى رسا ندا داد - اى بندگان خدا ! جهاد ، جهاد ! آگاه باشيد من امروز لشكر را به سوى اردوگاه حركت مىدهم ، آن كس كه مىخواهد به سوى خدا حركت كند با ما كوچ نمايد .
شرح و تفسير همگى آماده جهاد شويد !
در اين بخش از خطبه ، لحن كلام امام عليه السّلام تغيير پيدا مىكند و با تعبيراتى بسيار غمانگيز ، سخنان گذشته را ادامه مىدهد و از شهيدان بزرگوارى كه در صفين شربت شهادت نوشيدند و جاى آنها در ميان اصحابش خالى است ياد مىكند و مىفرمايد :
« كجايند برادران من همانها كه در مسير صحيح گام نهادند و در راه حق پيش رفتند » ؛ ( أين إخواني الّذين ركبوا الطّريق ، و مضوا على الحقّ ؟ ) .
سپس روى چند نفر از اين پيشتازان ايثار و شهادت و آگاهى و معرفت ، انگشت مىنهد و مىفرمايد : « كجاست عمار ؟ كجاست ابن تيّهان ؟ و كجاست ذو الشهادتين . ( سه نفر از بزرگان اصحاب كه شرح حالشان خواهد آمد ) » ؛ ( أين عمّار ؟ و أين ابن التّيّهان ؟ ) .
آنگاه به صورت كلى و عام از همهء آنها چنين ياد مىكند : « كجايند مانند آنان از برادرانشان كه پيمان بر جانبازى بستند و سرانجام سرهايشان براى فاجران و فاسقان فرستاده شد » ؛ ( و أين ذو الشّهادتين ؟ و أين نظراؤهم من إخوانهم الّذين تعاقدوا على المنيّة ، و أبرد « 1 » برؤوسهم إلى الفجرة ! ) .
هامش
( 1 ) . « أبرد » از ريشهء « برود » و « برودت » به معناى سرد شدن است و در مورد كسى كه آخر روز وارد محلى مىشود اين واژه به كار مىرود و نيز هنگامى كه نامه و يا چيزى را با پيك مخصوص از جايى به جايى مىفرستند واژهء ابراد اطلاق مىشود و « بريد » در زمان ما به اداره پست اطلاق مىشود .