بخش ، گواه روشنى بر اين مطلب است و همين امر سبب شده است كه اين بخش و مرجع ضميرهاى آن در هالهاى از ابهام فرورود و هريك از مفسّران ، احتمالى دربارهء آن بدهند ؛ ولى به اعتقاد ما قرائنى در مجموع اين بخش وجود دارد كه هرگونه ابهام را بر طرف مىسازد كه به آن اشاره مىكنم .
نخست مىفرمايد : « او براى حفظ حكمت و دانش ، زرهى كه حافظ آن است بر تن كرده و حكمت را با همهء آدابش را دربر گرفته ، توجه خاص به آن نموده و آن را به خوبى شناخته و يكسره به آن پرداخته است » ؛ ( قد لبس للحكمة جنّتها « 1 » ، و أخذها بجميع أدبها ، من الإقبال عليها ، و المعرفة بها ، و التّفرّغ لها ) .
در اينكه منظور از اين شخص حكيم كه حكمت همهء وجود او را پر كرده و توجه او را به خود جلب نموده و آن را با همهء آداب دربر گرفته كيست ، احتمالات متعددى داده شده كه از جمله چهار احتمال زير است :
1 - گروهى گفتهاند : اين كلام ، اشاره به حضرت مهدى عليه السّلام و دوران غيبت و قيام اوست .
ابن ابى الحديد اين نظر را به اماميه نسبت داده است و در آغاز آن را نمىپذيرد ؛ ولى در پايان به عنوان كسى كه در آخر الزمان متولّد مىشود و نامش مهدى عليه السّلام است ، اين نظريه پذيرفته است .
2 - فلاسفه گفتهاند : مراد از آن نخبگان عرفا هستند كه در هرزمان در ميان مردم وجود دارند .
3 - از بعضى متصوفه نقل شده كه منظور اولياء اللّه و سالكان طريق حقيقتند كه
هامش
( 1 ) . « جنّه » از ريشهء « جنّ » بر وزن « فنّ » به معناى پوشاندن چيزى است و به ديوانه از اين جهت مجنون گفته مىشود كه گويى پردهاى بر عقلش كشيده است و جن موجودى است ناپيدا و جنين در رحم پوشيده شده است . باغ را از اين جهت « جنّت » مىگويند كه زمينش از درختان پوشيده است و « جنان » بر وزن زمان به قلب گفته مىشود كه در سينه پنهان است و « جنّه » كه در خطبهء بالا آمده به معناى زره و سلاحهاى دفاعى ديگرى كه انسان خود را با آن مىپوشاند .