فيها الأقدام ، نجدة أكرمني اللّه بها ) .
اين جملههاى كوتاه اشاره به فداكاريهاى آن حضرت در غزوات مهم اسلامى ، همچون احد و خيبر و احزاب و حنين است .
مىدانيم در احد طبق تصريح مورّخين هنگامى كه دشمن خبر دروغين كشته شدن پيامبر را منتشر كرد و عدهء زيادى از مسلمانان شهيد شدند باقىماندهء لشكر عقبنشينى كردند تنها كسى كه در كنار پيامبر باقى ماند و همچون پروانه گرد شمع وجود او مىگشت و دفاع مىنمود على عليه السّلام بود . « 1 »
نيز مىدانيم در جنگ احزاب همه در برابر « عمرو بن عبدود » به اصطلاح ، سپر انداختند و هيچكس جز امير مؤمنان على عليه السّلام آمادهء مبارزه با او نشد . « 2 »
در جنگ خيبر پيامبر هرروز پرچم جنگ را به دست يكى از مدّعيان مىداد ؛ ولى كارى از پيش نمىبرد تا اينكه در آخرين روز پرچم را به دست على عليه السّلام سپرد و قلعههاى خيبر به دست مبارك او يكى پس از ديگرى فتح شد . « 3 »
در جنگ حنين هنگامى كه لشكر اسلام مورد هجوم غافلگيرانهء دشمن قرار گرفت بسيارى از ترس و وحشت فرار كردند . يكى از كسانى كه محكم ايستاد و از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله دفاع كرد ، على عليه السّلام بود . « 4 »
به يقين فداكارىهاى على عليه السّلام منحصر به ميدان نبرد نبود ، بلكه در موارد ديگرى كه كمتر كسى جرأت مىكرد در آن گام نهد ، على عليه السّلام بود كه شجاعانه وارد مىشد ؛ مانند داستان « ليلة المبيت » ( شبى كه على عليه السّلام در بستر پيامبر خوابيد و سبب نجات آن حضرت از چنگال دشمنان خونخوار شد ) .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، جلد 2 ، صفحهء 197 ( حوادث سال سوم ) .
( 2 ) . همان ، صفحهء 239 ( حوادث سال پنجم ) .
( 3 ) . همان ، صفحهء 300 ( حوادث سال هفتم ) .
( 4 ) . همان ، صفحهء 347 ( حوادث سال هشتم ) .