فرمان بودم ) » ؛ ( و لقد « 1 » علم المستحفظون من أصحاب محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - أنّي لم أردّ على اللّه و لا على رسوله ساعة قطّ ) .
« مستحفظون » ( به صورت صيغهء اسم مفعول ) اشاره به آن گروهى است كه اسرار پيامبر و تاريخ صحيح اسلام به آنها سپرده شده بود و اين به خوبى نشان مىدهد كه تنها گروهى از ياران آن حضرت بودند كه به دقّت و خالى از هرگونه غرض و سوء نيّت ، حافظ اسرار اسلام و حوادث تاريخى بودند و مردم آنها را به دقّت و امانت مىشناختند . در برابر گروهى در دوران معاويه كه دين خود را به دنيا فروختند و احاديثى جعل كردند و با فضايل على عليه السّلام به مبارزه برخاستند و حتى نقايصى را به كذب و دروغ به آن حضرت نسبت دادند ، تا دنياى خود را با اين گناهان آباد كنند .
اين جمله در عين حال اشاره به كسانى دارد كه گاهى زبان اعتراض مىگشودند ، همانگونه كه در قرآن مجيد آمده است : «
« وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ »
و در ميان آنها كسانى هستند كه در تقسيم غنايم به تو خرده مىگيرند . اگر از آن غنايم سهمى به آنها داده شود راضى مىشوند و اگر داده نشود خشم مىگيرند » . « 2 »
نيز اشاره به افراد سرشناسى مانند عمر است كه در روايات اهل سنّت نيز آمده كه در
هامش
( 1 ) . در اين خطبه پنج بار تعبير « و لقد » آمده است كه هركدام براى تأكيد بر مطلب تازهاى است . بعضى از شارحان نهج البلاغه معتقدند كه واو در اينجا واو قسم است ؛ ولى بعضى از اساتيد فن ادب عربى « واو » را مستأنفه دانسته و لام را لام جواب قسم گرفتهاند و معتقدند كه قسم ، محذوف آن است . در تقدير « و أقسم باللّه لقد . . . » بوده است . در كتاب مغنى اللبيب آمده است : مشهور اين است كه در اينگونه موارد لام ، لام قسم است ؛ ولى از ابو حيان نقل مىكند كه در آيهء« وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ »لام را لام ابتدا دانسته كه براى تأكيد است و ممكن است قبل از آن قسم محذوفى باشد . ( مغنى اللبيب ، حرف « لام » ) . اين احتمال نيز وجود دارد كه اساسا اينجا قسمى در كار نباشد ، بلكه « لام » و « قد » هردو براى تأكيد است و لذا غالب مترجمان در ترجمههاى خود معناى قسم را نياوردهاند .
( 2 ) . توبه ، آيهء 58 .