بخش ديگرى از اخلاق اجتماعى آنها بحث مىكند .
قسمتى از خطبه ، ناظر به علو شأن آنها در مباحث اعتقادى و معارف دين است ، در حالى كه در بخش ديگرى به مقام پرهيزكارى آنها از نظر گفتار و رفتار اشاره دارد .
در بخش ديگرى از خطبه علامتها و نشانههاى آنها بحث شده كه اگر بخواهيم اهل تقوا را در ميان جمع بشناسيم با چه اوصافى مىتوان شناخت .
در بخش پايانى خطبه سخن از حادثهء عجيبى به ميان آمده كه براى همام - همان پرسشگرى كه با اصرار و تأكيد ، بيان اوصاف متقين را خواسته بود - اتفاق افتاد كه صيحهاى زد و مدهوش شد . سپس جان به جان آفرين تسليم كرد و به دنبال آن امام عليه السّلام فرمود : مواعظ بالغه در كسانى كه اهل آن هستند چنين اثر مىگذارد . به دنبال آن شخص جسورى سؤال كرد ، چرا اين حادثه دربارهء شخص شما اتفاق نمىافتد ، و امام جواب قانعكنندهاى دادند .
از بعضى طرق روايت استفاده مىشود كه امام عليه السّلام اين خطبه را به عنوان صفات شيعه ايراد فرمود . « 1 »
پاسخ به يك سؤال
با توجه به آنچه در صدر اين خطبه آمده ، اين سؤال مطرح مىشود كه چرا امام در آغاز از بيان و پاسخ مشروح به سؤال همام خوددارى كرد و پس از اصرار به اين كار تن در داد ؟
دربارهء علت تأمل آن حضرت در جواب ، وجوهى گفته شده از جمله اينكه :
1 - امام عليه السّلام مىدانستند كه او مردى بسيار حساس و نسبت به مواعظ پذيراست و بيم آن مىرود كه بر اثر حساسيت فوق العاده و تأثر شديد ، قالب تهى كند ، لذا امام عليه السّلام به پاسخ اجمالى قناعت فرمود و ذيل خطبه گواه بر آن است .
هامش
( 1 ) . به مصادر نهج البلاغه ، جلد 3 ، صفحهء 65 رجوع شود .