از خطبههاى امام عليه السّلام است
كه در آن صفات و روحيات پرهيزكاران را شرح مىدهد .
( شأن ورود خطبه از اين قرار است كه ) يكى از ياران امير مؤمنان على عليه السّلام به نام « همام » « 1 » كه مرد عابد و پرهيزكارى بود ، به آن حضرت عرض كرد : اى امير مؤمنان ! پرهيزكاران را برايم آنچنان وصف كن كه گويى آنها را با چشم مىنگرم . امام عليه السّلام در پاسخ او درنگ كرد و آنگاه فرمود : اى همام تقواى الهى پيشهساز و نيكى كن كه خداوند با كسانى است كه تقوا پيشه كنند و كسانى كه نيكوكارند ؛ ولى همام به اين مقدار قانع نشد ( و توضيح بيشتر خواست و اصرار ورزيد ) تا اينكه امام عليه السّلام تصميم گرفت صفات متقين را مشروحا براى او بازگو كند ، پس حمد خداى را بجا آورد و ثنا نمود و بر پيامبرش صلى الله عليه و آله درود فرستاد . سپس فرمود .
خطبه در يك نگاه
از يك نگاه خطبه يك مطلب را دنبال مىكند و آن صفات پرهيزكاران است كه امام در حدود يك صد و ده صفت در اين خطبه براى پرهيزكاران بيان فرموده است ؛ ولى اگر درست در جزئيات خطبه دقت كنيم مىبينيم كه اين صفات ناظر به ابعاد مختلفى از زندگى پرهيزكاران است .
بخشى از آن از صفات اخلاق فردى آنها سخن مىگويد .
هامش
( 1 ) . « همّام » از مادهء « هم » به معناى اراده و تصميم و گاه به معناى غم است و ناميدن افراد به اين نام به اين اميد است كه شخص صاحب ارادهاى گردد . در اينكه « همّام » كيست ، ميان شارحان نهج البلاغه گفت و گوست ؛ ابن ابى الحديد معتزلى گويد : همّام بن شريح است ، در حالى كه علامهء مجلسى گويد اظهر اين است كه او همام بن عبادة بن خيثم باشد كه پسر برادر ربيع بن خيثم محسوب مىشود ( معروف است كه ربيع بن خيثم ، همان خواجه ربيع است كه نزديك شهر مشهد مدفون است ) .
به هرحال ، او از شيعيان خاص امير مؤمنان و از عارفان و عابدان و زاهدان بود . ( شرح ابن ابى الحديد ، جلد 10 ، صفحهء 134 ) .