روى زمين غلتيد و در گودال آبى سرازير شد . آنگاه بعضى از بازماندگان مخالفين را با اين جمله مورد تهديد قرار مىدهد و مىفرمايد : « و گروه ديگرى از ستمگران باقى ماندهاند كه اگر خداوند به من اجازهء حمله ديگرى به آنها دهد ( و مرا باقى بگذارد ) آنها را از ميان برداشته و دولت حق را به جاى آنها قرار مىدهم ، جز افراد قليلى از آنان كه ( ممكن است از دست ما بگريزند و ) در اطراف بلاد پراكنده شوند » ؛ ( و بقيت بقيّة من أهل البغي . و لئن أذن اللّه في الكرّة عليهم لأديلنّ « 1 » منهم إلّا ما يتشذّر في أطراف البلاد تشذّرا « 2 » ) .
تعبير به « أهل البغي » اشاره به ستمگران شام و اصحاب معاويه است كه اگر داستان حكمين در ميدان صفين پيش نيامده بود تارومار مىشدند . امام عليه السّلام مىفرمايد : « اگر توفيقى نصيب من شود قدرت آنها را درهم مىشكنم و حكومت حق و عدالت را در سراسر كشور اسلامى برپا مىدارم » .
ذكر اين معنا به صورت جملهء شرطيه ، شايد اشاره به اين است كه امام عليه السّلام مىدانسته است توفيق حملهء ديگر به آنان نخواهد يافت و پيش از آنكه دست به چنين كارى زند شهيد خواهد شد ؛ ولى به هرحال آمادگى خود را براى مبارزه با ستمگران تا آخرين نفس اعلام مىدارد و در ضمن برنامهء آينده را به ياران خود تعليم مىدهد .
* * *
نكته ذو الثدية كيست ؟
نام اصلى وى حرقوص بن زهير سعدى تميمى است كه به ذو الخويصره ، ذو الثديه و
هامش
( 1 ) . « اديلن » از ريشهء « دولة » كه گاه به معناى جابجايى و گاه به معناى ضعف و سستى است گرفته شده و در اينجا به همان معناى اوّل است ؛ يعنى قدرت را از آنان مىگيرم .
( 2 ) . « يتشذر » از « تشذر » يعنى پراكنده شدن .