همين سخن به تعبير ديگرى در اسد الغابة آمده است ، كه امام عليه السّلام فرمود : « عهد إلى رسول اللّه أن أقاتل النّاكثين و القاسطين و المارقين » . « 1 »
ثانيا اشاره به اين است كه هرسه گروه را درهم شكستم ؛ اما اصحاب جمل تارومار شدند و خوارج نهروان متلاشى گشتند و اصحاب معاويه نيز در نبرد مغلوب شدند ، اما با حيلهاى كه عمر و عاص پيشنهاد كرد خود را از شكست كامل نجات دادند .
در ادامهء اين سخن ، انگشت روى رييس خوارج كه نامش حرقوص بن زهير و كنيهاش ذو الثدية بود ، گذارده كه به طرز فجيعى در ميدان جنگ نهروان جان داد ، مىفرمايد : « اما شيطان ردهه ( اشاره به ذو الثديه رييس خوارج است كه جسم بىجان او بعد از جنگ نهروان در گودال آبى افتاده بود ) با صاعقهاى كه بر او فرود آمد به گونه كه تپش قلب و لرزش سينهاش شنيده شد ، شرّ او از من دفع گرديد » ؛ ( و أمّا شيطان الرّدهة « 2 » فقد كفيته بصعقة « 3 » سمعت لها وجبة « 4 » قلبه و رجّة « 5 » صدره ) .
در ميان شارحان نهج البلاغه دربارهء اين صاعقه ، گفتوگوست ؛ بعضى معتقدند كه واقعا صاعقهاى آسمانى رييس خوارج ذو الثديه را نابود ساخت و جسم بىجانش در گودال آبى افتاد ( « ردهة » به معناى گودال آب است ) ولى جمعى ديگر عقيده دارند كه اين صاعقه كنايه از آن فرياد شجاعانهاى است كه امام عليه السّلام در آغاز جنگ از سينه بركشيد ، اين فرياد گروهى را به لرزه درآورد و از جمله ذو الثديه چنان ترسيد كه قلبش از كار افتاد به
هامش
( 1 ) . اسد الغابة ، جلد 4 ، صفحهء 33 .
( 2 ) . « ردهة » گودالى است كه آب باران در آن جمع مىشود . به اتاقها يا حياط وسيع و سالن نيز اطلاق مىشود .
( 3 ) . « صعقة » در اصل از صاعقه گرفته شده كه سبب هلاكت مىشود . سپس به معناى هلاكت يا وحشتى كه قلب را به لرزه درمىآورد استعمال شده است .
( 4 ) . « وجبة » به معناى سقوط و خفقان و از كار افتادن و ساكت شدن است . واژهء « وجبة » گاه به يك وعدهء غذا اطلاق مىشود . شايد به اين دليل كه خوردن غذا باعث سكون و سكوت آدمى مىگردد .
( 5 ) . « رجّة » از ريشهء « رجّ » بر وزن « حج » به معناى به لرزه درآوردن است .