اشاره به اينكه زندگى پربركت شهرى و روستايى را از آنها گرفتند و آنان را به بيابانها راندند و در محيطهاى بىآب و علف آواره ساختند .
در ادامه مىافزايد : « آنان را به صورت گروهى فقير و مسكين ، همنشين شتران مجروح و لباسهاى پشمين خشن ساختند . ( شغلشان ساربانى ، خوراكشان شير شتر ، لباس و خيمههايشان از پشمهاى خشن تهيه مىشد ) آنها را ذليلترين امتها از نظر محل سكنا قرار دادند و در بىحاصلترين زمينها ساكن كردند . نه در پناه كسى بودند كه از حمايت او كمك گيرند و نه در سايه الفت و اتحادى كه بر عزتش تكيه كنند » ؛ ( فتركوهم عالة « 8 » مساكين إخوان دبر « 9 » و و بر « 10 » ، أذلّ الأمم دارا ، و أجدبهم قرارا لا يأوون « 11 » إلى جناح دعوة يعتصمون بها ، و لا إلى ظلّ ألفة يعتمدون على عزّها ) .
سپس امام به شرح نتيجهء اين وضع پرداخته ، مىفرمايد : « حالات آنها ناآرام ، قدرتها پراكنده جمعيت انبوهشان متفرق شد . در بلايى شديد و جهلى فراگير فرورفتند ، دختران زندهبهگور شده ، بتهاى مورد پرستش ، قطع رحمها و جنگها و غارتهاى پى در پى از آثار آن بود » ؛ ( فالأحوال مضطربة ، و الأيدي مختلفة ، و الكثرة متفرّقة ، في بلاء أزل « 12 » ، و أطباق جهل ! من بنات موؤودة « 13 » ، و أصنام معبودة ، و أرحام مقطوعة ،
هامش
( 8 ) . « عالة » جمع « عائل » به معناى فقير است و « عيلولة » بر طرف ساختن نيازهاى ديگرى است .
( 9 ) . « دبر » جمع « دبرة » بر وزن « شجره » يعنى جراحت و زخم پشت حيوان .
( 10 ) . « و بر » پشم شتر ( و گاه به خصوص كرك گفته مىشود ) و منظور از اخوان و بر در عبارت بالا ، ساربانى شتر است .
( 11 ) . « يأوون » از ريشهء « اواء » بر وزن « كتاب » به معناى وارد شدن و سكنا گزيدن در مكانى است .
( 12 ) . « ازل » به معناى تنگ و سخت است ؛ به معناى حبس كردن نيز آمده است .
( 13 ) . « موؤدة » از « وأد » بر وزن « رعد » در اصل به معناى ثقل و سنگينى است . سپس به دخترانى كه در زير خاك در عصر جاهليت پنهان مىكردند نيز اطلاق شده ، زيرا آنها را در زير خاك پنهان مىكردند و انبوهى خاك و سنگ به روى آنها مىريختند .