تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
بنى اسماعيل بودند كه اجداد پيامبر اكرم را تشكيل مىدادند و ديگر بنى اسحاق بودند كه به دو شاخه تقسيم شدند ؛ گروهى فرزندان يعقوب بودند كه بنى اسرائيل را تشكيل مىدهند و گروهى فرزندان « عيسو » كه « ادوميان » از نسل آنها هستند ( ادوميان قوم نيرومندى بودند كه در منطقهء « ادوم » بخش جنوبى بحر الميّت تا شمال عربستان زندگى مىكردند . اين احتمال نيز در تفسير جمله‌هاى بالا وجود دارد كه امام يك قانون كلى بيان مىكند و مىفرمايد : « تاريخ پيوسته تكرار مىشود و اقوام و امت‌ها همواره ، شرايط مشابهى دارند كه هرملتى از آن مىتواند به سرنوشت خودش پى ببرد » . آن‌گاه به شرح و بسط اين سخن پرداخته و از روش اجمال و تفصيل كه روش مؤثّرى براى بيان حقايق است بهره مىگيرد ، مىفرمايد : « در كار آنها كه گرفتار تشتّت و پراكندگى بودند ، بينديشيد ، آن زمان كه كسراها و قيصرها مالك و اربابشان بودند و آنها را از سرزمينهاى آباد و كناره‌هاى درياى عراق ( دجله و فرات ) و مناطق سرسبز و خرم به نقاط بىآب و علف ، محل وزش تندبادها و مكانهايى كه زندگى در آن سخت و مشكل بود تبعيد كردند » ؛ ( تأمّلوا أمرهم في حال تشتّتهم و تفرّقهم ، ليالي كانت الأكاسرة « 1 » و القياصرة « 2 » أربابا لهم ، يحتازونهم « 3 » عن ريف « 4 » الآفاق ، و بحر العراق ، و خضرة الدّنيا ، إلى منابت الشّيح « 5 » ، و مهافي « 6 » الرّيح ، و نكد « 7 » المعاش ) .
هامش
( 1 ) . « اكاسرة » جمع « كسرى » ( به كسر و فتح كاف ) لقب عمومى براى پادشاهان ايرانى پيش از اسلام بوده است . ( مثل واژهء شاه ) ( 2 ) . « قياصره » جمع « قيصر » بر وزن « حيدر » لقب عمومى پادشاهان روم ؛ مانند فرعون كه لقب عمومى پادشاهان مصر بوده است . ( 3 ) . « يحتازونهم » از ريشهء « حيازت » به معناى در اختيار گرفتن و تملك كردن چيزى است و در اينجا به معناى برگرفتن آن افراد از سرزمينهاى آباد و سرسبز و تبعيد كردنشان به جاى ديگر است . ( 4 ) . « ريف » يعنى زمين حاصلخيز و پربركت . ( 5 ) . « شيح » گياه تلخ و خوشبويى است كه در بيابانها مىرويد و در فارسى به آن درمنه مىگويند . ( 6 ) . « مهافى » جمع « مهفى » به معناى محلّى است كه تندبادها در آن مىوزد . ( 7 ) . « نكد » به معناى شىء قليل است .