شبهاى تاريك در دريا و صحرا ، بهترين راهنماست .
سپس به نكتهء بديع ديگرى اشاره كرده ، مىافزايد : « نه پردههاى تاريك شبهاى ظلمانى مانع نورافشانى ستارگان مىشود و نه چادر سياه و تاريك شبها مىتواند از تلألؤ نور ماه در پهنه آسمانها جلوگيرى كند » ؛ ( لم يمنع ضوء نورها ادلهمام « 1 » سجف « 2 » اللّيل المظلم ، و لا استطاعت جلابيب « 3 » سواد الحنادس « 4 » أن تردّ ما شاع في السّماوات من تلألؤ نور القمر ) .
در حقيقت امام عليه السّلام در اينجا به اين نكتهء ظريف اشاره مىفرمايد كه خداوند از يكسو تاريكى شب را نعمتى بزرگ جهت آسايش و آرامش موجودات آفريده است و از سوى ديگر گروه ستارگان را براى راهيابى در دريا و صحرا قرار داده و ماه را چراغ روشنىبخش ؛ ولى اين دو منبع نور آنگونه هستند كه در عين كارآيى ، ظلمت شب و فلسفهء آن را نابود نمىكنند و جمع ميان اين نور و ظلمت با دو هدف مختلف نمونهاى از قدرت بىپايان خداوند است .
آنگاه امام بعد از بيان نشانههاى عظمت و قدرت خداوند در جهان آفرينش به بيان گسترش علم او به تمام موجودات در زمين و آسمان و در تمام حالات ، شرح جالبى بيان مىفرمايد و با اشاره به بيش از ده مورد از آنها گستردگى علم خدا را كاملا مجسّم مىسازد و مىفرمايد : « منزه است خداوندى كه ظلمت شبهاى تار و خاموش در نقاط پست زمين و در قلههاى كوتاه و بلند كوهها كه در كنار يكديگر قرار دارند بر او مخفى نيست . و نه آنچه را غرّش رعد در كرانههاى آسمان به وجود مىآورد و آنچه برقهاى ابر آن را پراكنده مىسازد و همچنين آنچه را تندبادها از برگهاى درختان فرومىريزد يا دانههاى باران
هامش
( 1 ) . « ادلهمام » به معناى تاريكى شديد است .
( 2 ) . « سجف » به گفته بعضى از ارباب لغت جمع « سجاف » به معناى پرده است .
( 3 ) . « جلابيب » جمع « جلباب » به معناى روسرىهاى بلندى است كه از چادر كوتاهتر است و زنان بر سر مىافكنند .
( 4 ) . « حنادس » جمع « حندس » بر وزن « قبرس » به معناى ظلمت و تاريكى شديد است .