لال است در دهان بلاغت زبان وصف * از غايت كرم كه نهان و آشكار كرد « 1 »
ممكن است قرار گرفتن « آلاء » در مقابل « نعم » اشاره به نعمتهاى معنوى در مقابل نعمتهاى مادى باشد . سپس به معرفى خداوندى كه حمد و ستايش او را كرده مىپردازد و او را با پنج وصف مهم ياد مىكند كه هريك به تنهايى مىتواند انگيزهء حمد و ستايش باشد ، مىفرمايد : « همان خداوندى كه حلمش عظيم است و به همين دليل ( از خطاكاران ) در مىگذرد و در آنچه حكم كرده و فرمان داده دادگر است و از آينده و گذشته باخبر ، خداوندى كه به علم خود آفريدگان را ابداع كرده ، و با حكمش آنها را ايجاد نموده است » ؛ ( الّذي عظم حلمه فعفا ، و عدل في كلّ ما قضى ، و علم ما يمضي و ما مضى ، مبتدع الخلائق بعلمه ، و منشئهم بحكمه ) .
اين اوصاف پنجگانه كه از فزونى حلم خداوند آغاز مىشود و به آفرينش خلايق و ابداع كائنات منتهى مىگردد ، مهمترين بخش از صفات خداست كه شامل علم و قدرت و عدالت و لطف و مرحمت است .
آنگاه به اين حقيقت اشاره مىكند كه آفرينش خداوند بدون هيچگونه سابقه تعلم ، تجربه و مشورت است ، مىفرمايد : « بىآنكه ( در اين كار ) از كسى پيروى كند و يا آموزشى ببيند ، و يا از نمونهاى كه از آفرينندهء حكيمى صادر شده باشد الگو پذيرد ، يا خطايى براى او پيش آيد ( و از خطاى خود تجربه آموزد ) و نه جمعيّتى حضور داشته باشند ( كه با آنها مشورت كند يا از آنان كمك گيرد » ؛ ( بلا اقتداء و لا تعليم ، و لا احتذاء « 2 » لمثال صانع حكيم ، و لا إصابة خطإ ، و لا حضرة ملإ ) .
در واقع كسى كه در صنعت خود از ديگرى الهام مىپذيرد ، ممكن است از يكى از پنج طريق زير باشد :
هامش
( 1 ) . بوستان سعدى ، قسمت توحيد .
( 2 ) . « احتذا » يعنى هماهنگ شدن از ريشهء « حذو » بر وزن « جذب » به معناى هماهنگى گرفته شده است .