مشتبهة عظام ، و نار شديد كلبها « 1 » ، عال لجبها « 2 » ، ساطع لهبها ، متغيّظ زفيرها ، متأجّج « 3 » سعيرها ، بعيد خمودها ، ذاك « 4 » وقودها ، مخوف وعيدها ، عم « 5 » قرارها ، مظلمة أقطارها ، حامية قدورها ، فظيعة أمورها ) .
تعبير به « موقف » اشاره به صحنهء قيامت يا عرصه دوزخ است ، به قرينهء وصفى كه بعد از آن آمده است و قابل توجه اينكه امام عليه السّلام در اين عبارت و اوصاف دوازدهگانهاى كه براى آتش جهنّم برشمرده ، همهء ويژگيهاى اين اعجازات الهى با دقّت و فصاحت تمام بيان كرده ، به گونهاى كه پشت گنهكاران را مىلرزاند .
آتش سوزان و خطرناك ، آتشى است كه هم شعلههايش شديد باشد و هم بر اثر انفجاراتى كه در آن رخ مىدهد صداى وحشتناكى از آن برخيزد ؛ به آسانى خاموش نشود و آتشگيرهاش كاملا آمادهء شعلهور شدن باشد ؛ دودهاى انبوه و كشنده ، درون و اطرافش را فراگيرد به گونهاى كه روز روشن در درون آن همچون شب ظلمانى گردد .
امام عليه السّلام اين اوصاف را چنان بيان مىكند كه گويى با چشم خود همه را در پشت پرده غيبت مىبيند .
سپس به احوال بهشتيان مىپردازد و آن را نيز چنان دقيق و روشن ترسيم مىكند كه شعلهء اشتياق را در دل مؤمنان برمىافروزد ، مىفرمايد : « و پرهيزگاران گروه گروه به سوى بهشت رهنمون مىشوند در حالى كه از كيفر عذاب ، ايمن و از سرزنشها آسوده و از آتش بركنارند ؛ در خانههايى امن و مطمئن قرار مىگيرند و از اين جايگاه ، بسيار خشنودند » ؛
هامش
( 1 ) . « كلب » به معناى گاز گرفتن سگ است ، سپس به معناى هرگونه گزندگى و ناراحتى شديد به كار رفته است .
( 2 ) . « لجب » به معناى خروش امواج است .
( 3 ) . « متأجّج » از ريشهء « أجيج » به معناى برافروخته شدن آتش است كه توأم با صدا باشد .
( 4 ) . « ذاك » از ريشهء « ذكاء » بر وزن « دواء » به معناى شدّت داشتن شعله و حرارت آتش گرفته شده است .
( 5 ) . « عم » صفت مشبّهه به معناى نابينا از ريشهء « عمى » بر وزن « جفا » به نامه نابينا شدن گرفته شده است .