همچون سفر سرنوشتساز آخرت و بىشك اگر انسان با پروندهاى پاك و نامهء اعمالى پر از حسنات و خالى از سيّئات به سراغ آن رود ، جاى نگرانى نيست .
آنگاه امام عليه السّلام به ذكر بخشى از حوادث تكاندهندهء مرگ و قبر مىپردازد و مىفرمايد :
« و پيش از فرارسيدن قيامت ، امورى است كه مىدانيد از جمله : تنگى قبرها ، شدت غم و اندوه ، ترس از حوادث قيامت ، بيم و وحشت پىدرپى ، درهم فرورفتن استخوانها ( بر اثر فشار قبر ) ، كر شدن گوشها ، تاريكى لحد ، ترس از وعده عذاب ، غم و اندوه تنگناى گور و پوشانده شدن آن از سنگها ( و سرانجام خفتن در زير خروارها سنگ و خاك ) » ؛ ( و قبل بلوغ الغاية ما تعلمون من ضيق الأرماس « 1 » ، و شدّة الإبلاس « 2 » ، و هول المطّلع « 3 » ، و روعات « 4 » الفزع ، و اختلاف الأضلاع « 5 » ، و استكاك « 6 » الأسماع ، و ظلمة اللّحد ، و خيفة الوعد ، و غمّ الضّريح « 7 » ، وردم « 8 » الصّفيح « 9 » ) .
با توجه به اينكه مرگ در نزد ما به معناى پايان همه چيز نيست و روح بعد از آن ، هوشيار مىماند و بسيارى از مسائل بعد از مرگ را لمس مىكند ، قبرهاى تنگ و تاريكى
هامش
( 1 ) . « ارماس » جمع « رمس » به معناى قبر و خاكى است كه قبر را با آن پر مىكنند . در اين خطبه به همان معناى قبر است .
( 2 ) . « ابلاس » در اصل به معناى غم و اندوهى است كه در مواقع ناگوار به انسان دست مىدهد .
( 3 ) . « مطّلع » در اصل به معناى محل بلندى است كه وقتى انسان از آنجا نگاه مىكند از وضع اطراف آگاه مىشود . سپس به مواقف روز قيامت يا عالم برزخ كه انسان از نتيجه اعمالش آگاه مىشود ، اطلاق شده است .
( 4 ) . « روعات » جمع « روع » به معناى ترس و وحشت است .
( 5 ) . « اضلاع » جمع « ضلع » دندههايى است كه اطراف سينه را گرفته است .
( 6 ) . « استكاك » از ريشهء « سكّ » به معناى مسدود كردن چيزى است و به بستن در و ناشنوا شدن گوش نيز اطلاق مىشود و « استكاك الاستماع » يعنى كر شدن گوشها در آستانهء مرگ .
( 7 ) . « ضريح » قبر يا شكافى است كه در وسط قبر براى « لحد » ايجاد مىكنند .
( 8 ) . « ردم » بستن چيزى است و اين واژه به پر كردن گودال با خاك و همچنين به سدهاى بزرگ نيز اطلاق شده است .
( 9 ) . « صفيح » به معناى سنگهاى عريض و الواح پهن است .