عمرشان برحذر مىدارد ؛ زيرا سرنوشت انسانها در پايان عمرشان روشن مىشود .
حضرت مىفرمايد : « هرگاه خواستيد از كسى بيزارى بجوييد مهلت دهيد تا زمان مرگش فرارسد كه آن هنگام ( اگر از گناهانش توبه نكرد و تزلزل ايمان يافت آن زمان ) بيزارى جستن است » ؛ ( فإذا كانت لكم براءة من أحد فقفوه حتّى يحضره الموت ، فعند ذلك يقع حدّ البراءة ) .
به اين ترتيب دربارهء هيچكس حكم قطعى نمىتوان كرد ؛ نه افراد باايمان و نه افراد بىايمان ، زيرا ممكن است در پايان راه بر اثر عوامل مختلفى برگردد و اگر حكمى بشود حكم موقت و مرحلهاى است .
* * *
نكتهها عوامل پايدارى ايمان
در بخش نخستين اين خطبه كه در بالا آمد ، امام عليه السّلام اشارهاى پرمعنا بر تقسيم ايمان به دو قسم پايدار و ناپايدار فرمود . اكنون سؤال در اين است كه چه امورى سبب ثبات يا تزلزل ايمان مىشود ؟
پاسخ اين سؤال اجمالا معلوم است ، زيرا گناهان سنگين و بىتوجهى به وظايف شرعى ، به يقين از اسباب تزلزل ايمان و سوء خاتمه است ؛ ولى در آيات و روايات روى موارد خاصى تكيه شده است ، از جمله :
همنشينى با بدان و منافقان ؛ در آيهء 28 و 29 سورهء فرقان مىخوانيم كه بعضى از دوزخيان در قيامت از داشتن دوستان بد اظهار تأسف مىكنند و مىگويند : «
« يا وَيْلَتى لَيْتَنِي »
« لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا »
« لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي »
اى واى بر من كاش فلان كس را دوست خود انتخاب نكرده بودم ، او مرا از ذكر حق گمراه ساخت بعد از آنكه ياد حق به سراغ من آمده بود » .