خطبه فرمود ، در اين بخش به ياران خود دستوراتى مىدهد كه آنها از خطرات اين حوادث محفوظ دارد .
نخست مىفرمايد : « اى مردم ! افسار اين حيوانات ( اشاره به فتنههاست ) را كه بارهاى سنگينى بر پشت دارند از دست خود رها سازيد » ؛ ( أيّها النّاس ، ألقوا هذه الأزمّة « 1 » الّتي تحمل ظهورها الأثقال من أيديكم ) .
اين جمله كنايه از اين است كه حوادثى در اطراف شما رخ مىدهد كه بارهاى فتنه و فساد را بر دوش دارند ، شما رهبرى آنها را به عهده نگيريد و به پيشرفت آن كمك نكنيد و در واقع دستور قرآن مجيد را به آنها يادآور مىشود كه مىفرمايد : «
« وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ »
همكارى و كمك به گناه و تجاوز بر ديگران ، نكنيد » . « 2 »
سپس مىافزايد : « هرگز از اطراف پيشواى خود پراكنده نشويد كه سرانجام ، خويشتن را به موجب اعمال خود نكوهش خواهيد كرد ، خود را در آتش فتنهاى كه در پيش است نيفكنيد و از مسير آن دورى گزينيد . وسط راه را براى عبور آن ، باز گذاريد » ؛ ( و لا تصدّعوا « 3 » على سلطانكم فتذمّوا غبّ « 4 » فعالكم . و لا تقتحموا « 5 » ما استقبلتم من فور « 6 » نار الفتنة ، و أميطوا « 7 » عن سننها « 8 » ، و خلّوا قصد السّبيل « 9 » لها ) .
هامش
( 1 ) . « ازمّة » جمع « زمام » به معناى افسار است .
( 2 ) . مائده ، آيهء 2 .
( 3 ) . « تصدّعوا » از ريشهء « صدع » بر وزن « صبر » در اصل به معناى شكافتن است . سپس به معناى پراكنده شدن و اختلاف يا افشاى چيزى آمده است . در اين خطبه به همان معناى پراكنده شدن است .
( 4 ) . « غبّ » آخر و عاقبت چيزى است ؛ ولى گاه به معناى يك روز در ميان نيز آمده است و در اين خطبه يعنى اوّل .
( 5 ) . « تقتحموا » از ريشهء « اقتحام » انداختن خود در چيزى بدون مطالعه است .
( 6 ) . « فور » و « فوران » به معناى جوشش و جوشيدن است .
( 7 ) . « اميطوا » از ريشهء « ميط » بر وزن « صيت » به معناى دور شدن گرفته شده و هنگامى كه به باب افعال مىرود به معناى دور ساختن است .
( 8 ) . « سنن » به معناى راه و طريق است و « سنن » بر وزن « كهن » جمع « سنّت » به معناى روشهاست .
( 9 ) . « قصد السبيل » يعنى وسط راه ؛ خواه راه حق باشد يا باطل ؛ ولى در بسيارى از موارد بر معناى راه ميانهء مستقيم حقّ ، اطلاق مىشود . قرآن مجيد مىگويد :« وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ »( نحل ، آيهء 9 ) و در اين خطبه به معناى اوّل است كه مطلق ميانه راه باشد .