اين سخن اشاره به آن است كه اگر مردم با فتنهها همكارى نكنند و نه تنها وارد فتنه نشوند ، بلكه از آن دورى گزينند و راه را براى عبور آن باز بگذارند ، ضايعاتش بسيار كمتر است ؛ درست مانند سيلاب عظيمى كه مردم توانايى بر كنترل آن ندارند ؛ ولى اگر راه آن را باز گذارند كه به درّهها و دشتها سرازير شود ضايعاتش كمتر از آن است كه وارد آن شوند و در درون آن قرار گيرند .
آنگاه در ادامه به ذكر علّت پرداخته ، مىفرمايد : « به جانم سوگند ! مؤمنان ( اگر خود را كنار نكشند ) هلاك مىشوند ؛ اما غير مسلمانان از آن جان سالم به در مىبرند » ؛ ( فقد لعمري يهلك في لهبها المؤمن ، و يسلم فيها غير المسلم ) .
اشاره به اينكه موج فتنه به قدرى قوى است كه مؤمنان اگر بخواهند با آن به مقابله برخيزند نابود مىشوند و غير آنها كه خود را كنار مىكشند سالم مىمانند . در چنين مواردى نبايد نيروها را بيهوده از دست داد ، بلكه بايد آنها را حفظ كرد و منتظر فرصت مناسب بود . اين همان چيزى است كه فلسفهء اصلى تقيّه را در مسائل دينى و اجتماعى و سياسى تشكيل مىدهد ، حفظ نيروها و انتظار فرصت .
در پايان خطبه امام عليه السّلام اشاره به موقعيت خود مىكند تا غافلان بيدار شوند و از وجود پرفيض او بهره گيرند ، مىفرمايد : « مثل من در ميان شما همچون چراغ در تاريكى است كه هركس در ظلمت قرار گيرد از نور آن بهره مىبرد . اى مردم بشنويد و سخنانم را حفظ كنيد و گوشهاى قلب خود را آماده سازيد تا كلامم را كاملا بفهميد » ؛ ( إنّما مثلي بينكم كمثل السّراج في الظّلمة ، يستضيء به من ولجها . فاسمعوا أيّها النّاس وعوا « 10 » ، و أحضروا آذان قلوبكم تفهموا ) .
هامش
( 10 ) . « عوا » از ريشهء « وعى » بر وزن « سعى » به معناى نگاه داشتن و فهميدن و حفظ كردن است و چون به صيغهء امر و فعل مضارع درآيد ، واو ، از آن حذف مىشود .