حضرت مهدى عليه السّلام و ياران او دارد .
در بخش دوم ، اصحاب و ياران و مردم زمان خويش را نصيحت مىكند كه از فتنهها بپرهيزند و از گرد پيشواى خود پراكنده نشوند و مراقب فتنههاى شديدترى باشند كه در پيش روى آنهاست .
گفتنى است كه مدائنى - همانگونه كه در سند خطبه اشاره شد - قسمتهاى ديگرى را از اين خطبه كه مرحوم سيد رضى ذكر نكرده است در كتاب خود با نام صفين آورده و در پايان آن مىگويد : مردى از اهل بصره ( هنگامى كه پيشگويىهاى على عليه السّلام را با آن شرح و تفصيل شنيد ) به مردى از اهل كوفه كه در كنار او نشسته بود ، گفت : من گواهى مىدهم كه اين مرد بر خدا و پيامبر دروغ مىبندد . مردى كه از اهل كوفه بود ، به او گفت : از كجا فهميدى ؟ ( ولى او جوابى نداد ) سپس مىافزايد : آن مرد كوفى مىگويد به خدا قسم على عليه السّلام از منبر پايين نيامد مگر اين كه آن مرد بصرى فلج شد و دست و پاى او از كار افتاد . او را در محملى گذاشتند و به خانهاش بردند و در همان شب از دنيا رفت . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . مصادر نهج البلاغه ، جلد 2 ، صفحهء 479 . همين مطلب را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغهء خود در جلد 6 ، صفحهء 136 آورده است .