معناى لباس زيرين است كه با پوست تن تماس دارد ) و علم و دانش آن حضرت به ما رسيده است و هر كس مىخواهد به تعليمات آن وجود مقدّس و هدايتهاى او راه يابد بايد از طريق ما وارد شود .
اين تعبيرات در واقع برگرفته از روايات خود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دربارهء اهل بيت عليهم السّلام عموما و على عليه السّلام خصوصا مىباشد . احاديثى مانند حديث ثقلين كه تمام مسلمين را تا روز قيامت به قرآن و اهل بيت عليهم السّلام ارجاع مىدهد و حديث « انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد العلم فليأت الباب ؛ من شهر علمم و على در آن است هر كس علم مىخواهد بايد از در وارد شود » . « 1 » جالب اين كه ابن ابى الحديد هنگامى كه به تفسير اين بخش از خطبه مىپردازد ، مىگويد : آن چه على عليه السّلام در اين خطبه به آن اشاره كرده ، تنها عشرى از اعشار فضايلى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روايات بسيار دربارهء آن حضرت بيان فرموده است .
سپس مىافزايد : منظور من در اينجا رواياتى كه اماميه در زمينهء امامت على عليه السّلام به آن استدلال كردهاند ، نيست ، بلكه منظور رواياتى است كه بزرگان حديث اهل سنت در كتابهاى خود از فضايل على عليه السّلام آوردهاند و من مختصرى از آن را در اين جا مىآورم .
و به دنبال آن بيست و چهار روايت ناب در فضايل آن حضرت نقل مىكند كه در بخش نكات به قسمتى از آنها اشاره خواهد شد . ( ان شاء اللّه )
نكتهها
1 . تفاوت خودستايى و معرفى خويشتن
گاه افراد بهانه جو مىپرسند : چرا امام عليه السّلام در اينجا به معرفى خويشتن پرداخته و
هامش
( 1 ) اين حديث مشهورى است كه در كتب معروف اهل سنت مانند « مستدرك حاكم » و « معجم الكبير طبرانى » و غير آنها نقل شده است . ( براى آگاهى از مدارك اين حديث در كتب اهل سنت به كتاب احقاق الحق ، جلد 5 ، صفحهء 469 به بعد مراجعه شود ) .