هم جانشين به حق او را و با شناخت آن دو بزرگوار ، ترديد و تأملى در اجابت دعوت و پيروى از رهبر باقى نخواهد ماند .
آن گاه به گروه ديگرى كه در نقطهء مقابل گروه اوّل قرار دارند اشاره كرده ، مىفرمايد :
« آنها ( دشمنان حق ) در درياهاى فتنه فرو رفتند ؛ بدعتها را گرفته و سنتها را رها نمودند ( و كار به جايى رسيد كه ) مؤمنان كنار رفتند ( و سكوت اختيار كردند ؛ ) ولى گمراهان و تكذيب كنندگان به سخن درآمدند » ( قد خاضوا بحار الفتن ، و أخذوا بالبدع دون السّنن . و أرز « 1 » المؤمنون ، و نطق الضّالّون المكذّبون ) .
اين تعبيرات اشاره به گروههاى منحرفى دارد كه بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اطراف غاصبان خلافت را گرفتند و سرانجام كار به دست معاويه و يزيد و خونخواران « بنى اميّه و بنى مروان » رسيد .
آرى ، كار آنها ايجاد فتنهها مانند فتنهء « جمل » و « صفين » و « نهروان » و بهرهگيرى از آن بود و همچنين ايجاد بدعتها در دين خدا و رها كردن سنتهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه در عصر خليفهء سوّم و « بنى اميّه » از هر زمان آشكارتر بود .
امام عليه السّلام بعد از ذكر اين مقدمه ( بيان اوصاف عاقلان و گمراهان ) به بيان بخشى از فضايل اهل بيت عليهم السّلام پرداخته ، چنين مىگويد : « ما محرم اسرار ( پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ) و ياران راستين او و گنجينه داران و درهاى علوم وى هستيم و به خانهها تنها بايد از درهاى آن وارد شد ، و هر كس كه از غير در وارد شود سارقش مىنامند ! » ( نحن الشّعار و الأصحاب ، و الخزنة و الأبواب ؛ و لا تؤتى البيوت إلّا من أبوابها ؛ فمن أتاها من غير أبوابها سمّي سارقا ) .
اشاره به اين كه ما از همه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزديكتريم ( توجه داشته باشيد كه شعار به
هامش
( 1 ) « ارز » از مادهء « ارز » ( بر وزن فرض ) در اصل به معناى جمع شدن و منقبض گرديدن است ؛ سپس به معناى گوشه گيرى و كنار رفتن از اجتماع استعمال شده است كه در جملهء ياد شده منظور همين است .