شرح و تفسير به هوش باش !
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه بعد از هشدارهايى كه در بخش قبل آمد ، به موعظه و نصيحت شنوندگان پرداخته و اندرزهاى بسيار سودمندى با عبارات كوتاه و پر معنايى بيان مىدارد . شنوندهء خود را مخاطب ساخته ، مىفرمايد : « اى شنونده ! از مستى خود به هوش آى و از غفلت بيدار شو و از عجله و شتاب خود ( در امر دنيا ) بكاه » ( فأفق « 1 » أيّها السّامع من سكرتك ، و استيقظ من غفلتك ، و اختصر من عجلتك ) .
اشاره به اين كه زرق و برق دنيا و مال و مقام و شهوت انسان را مست مىكند و در خواب غفلت ، فرو مىبرد و او را بدون مطالعه به شتاب وا مىدارد و اين امور سه گانه موجب انواع اشتباهات و خطاها و گناهان است . از آدم مست و خواب و شتابزده چه انتظارى جز اشتباه و خطا مىتوان داشت ؟ ! سپس مىافزايد : « در آن چه از زبان پيامبر امى صلّى اللّه عليه و آله به تو رسيده و راه فرارى از آن نيست ، درست بينديش ( و دستورات آن بزرگوار را به كار بند ) و با كسى كه نسبت به اين دستورات مخالفت كند همراه مشو و او را به آن چه براى خود راضى شده واگذار ! » ( و أنعم الفكر فيما جاءك على لسان النّبىّ الأمّىّ « 2 » - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ممّا لا بدّ منه و لا محيص عنه ؛ و خالف من خالف ذلك إلى غيره ، و دعه و ما
هامش
( 1 ) « افق » از مادهء « افاقه » به معناى به هوش آمدن است .
( 2 ) « امى » منسوب به « ام » يعنى مادر به معناى درس نخوانده است . گويى به همان حالتى كه از مادر متولّد شده باقى مانده و مكتب استاد را نديده . بديهى است درس نخواندن پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به اين معناست كه علوم و دانشهاى آن حضرت همه الهى بود و به وسيلهء انسانى تعليم نيافته بود و به گفته شاعر :نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسأله آموز صد مدرس شددر تفسير اين واژه ديدگاههاى ديگرى هست كه شرح آن را در « تفسير نمونه » ، جلد 6 ، ذيل آيهء 157 سورهء اعراف ، مطالعه فرماييد .