بما أدركوا من طلبتهم ، و لا بما قضوا من وطرهم « 1 » ) .
آرى ! آنها اموال و مقامات قصرهاى پرشكوه باغهاى پرطراوتى و خادمان و چاكرانى براى خود فراهم ساختند ؛ به گمان اين كه ، ساليان دراز از آن بهره مىگيرند ؛ اما در برابر توفان حوادث ، همچون يك پر كاه از جا كنده شدند و به نقطهء دور دستى پرتاب گشتند و در زير خاكهاى سرد آرميدند .
گويى در جملهء اوّل اشاره به كسانى مىفرمايد كه از امكانات خود به هيچ وجه استفاده نكردند ( مثلا قصرى ساخته و پيش از آن كه ساكن آن شود ، دست اجل گريبان او را گرفته است ) .
و جملهء دوّم اشاره به كسانى است كه شروع به بهرهگيرى از امكانات خود كردهاند ؛ ولى پيش از آن كه بهرهء خود را كامل كنند ، مرگ ميان آنها و خواستههايشان جدايى افكند ( همچون كسى كه قصرى ساخته ، چند روزى در آن ساكن شده ، سپس دعوت حق را لبيك گفته و از دنيا رخت بربسته است ) .
امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به نصايح بسيار سودمندى مىپردازد كه راه سعادت در آنها نشان داده شده است . اشاره به زندگى پر درد و رنج غافلان كرد ، مىفرمايد : « من شما و خويشتن را از چنين وضعى بر حذر مىدارم » ( إنّي أحذّركم ، و نفسي ، هذه المنزلة ) .
و به دنبال آن راه نجات را از اين غفلت مرگبار ضمن اشاره به پنج دستور بيان مىكند ؛ مىفرمايد : « هر كس بايد از ( مواهب و امكانات ) خويشتن بهره گيرد ؛ چرا كه شخص بصير و بينا كسى است كه ( با گوش خود ) بشنود و بينديشد و ( با چشم خود ) ببيند و عبرت گيرد ؛ سپس در جادهء روشنى گام نهد كه در آن از راههايى كه به سقوط و گمراهى و شبهات اغواگر منتهى مىشود دورى جويد » ( فلينتفع امرؤ بنفسه ، فإنّما البصير من
هامش
( 1 ) « وطر » به معناى حاجت و نياز است و « قضاء وطر » به معناى بهره گيرى كامل از چيزى است .