سمع فتفكّر ، و نظر فأبصر ، و انتفع بالعبر ، ثمّ سلك جددا « 1 » واضحا يتجنّب فيه الصّرعة في المهاوي « 2 » ، و الضّلال في المغاوي « 3 » ) .
در اين تعبيرات امام عليه السّلام نخست خود و مخاطبان را خطاب مىكند تا سخن تأثير بيشترى بگذارد ؛ چرا كه شنونده هنگامى كه ببيند گوينده سخنان خود را باور دارد و به كار مىبندد ، تأثير بيشترى خواهد پذيرفت .
و به دنبال آن به همگان هشدار مىدهد كه خداوند مواهب بسيارى در اختيارشان گذاشته و استعدادهاى مهمى در درونشان نهفته ، بايد از آنها به نفع خويش بهره گيرند و راه بهرهگيرى را در گوش شنوا و چشم بينا و استفاده از تجارب ديگران و سپس گام نهادن در جادههاى روشن دور از پرتگاهها و عوامل گمراهى مىشمرد .
و در آخرين دستور ، هشدار مهمى مىدهد كه از مسلّط كردن گمراهان بر خويش كه سبب انواع مزاحمتها مىشود ، بپرهيزد . مىفرمايد : « گمراهان را از طريق سازشكارى در حق يا تحريف در سخن يا ترس از راستگويى بر خود مسلّط نكند » ( و لا يعين على نفسه الغواة « 4 » بتعسّف « 5 » في حقّ ، أو تحريف في نطق ، أو تخوّف من صدق ) .
اشاره به اين كه بعضى از افراد ضعيف النفس و عافيت طلب هنگامى كه در برابر افراد گمراه قرار مىگيرند سعى دارند با چشم پوشى از بعضى حقايق يا تحريف در بيان مطالب
هامش
( 1 ) « جدد » و « جاده » يك معنا دارد و به راههاى صاف و محكم كه پا در آن فرو نمىرود ، گفته مىشود .
( 2 ) « مهاوى » جمع « مهواة » ( بر وزن مقداد ) به معناى گودالى يا پرتگاهى است كه انسان در آن سقوط مىكند .
( 3 ) « مغاوى » جمع « مغواة » ( بر وزن مقداد ) به معناى شبهات گمراه كننده است .
( 4 ) « غواة » جمع « غاوى » به معناى شخص گمراه است .
( 5 ) « تعسف » از مادهء « عسف » ( بر وزن است ) به معناى بى راهه رفتن است و به افراد ظالم و زورگو « متعسف » مىگويند چون در واقع بى راهه مىروند .