در حديثى نقل شده است كه على عليه السّلام از كنار جماعتى از اهل شام كه در ميان آنها « وليد بن عقبه » ( همان مرد شرابخوارى كه حدّ شرب خمر نيز بر او جارى شد ) بود مىگذشت . آنها ( آهسته ) به آن حضرت دشنام مىدادند ؛ بعضى شنيدند و به امام عليه السّلام خبر دادند . حضرت ايستاد و به ياران خويش فرمود : آرامش و وقار اسلام و سيماى صالحان را حفظ كنيد . به خدا سوگند ! . . . و سپس همان جملهء ياد شده را با اضافاتى بيان فرمود . « 1 » قراين تاريخى نشان مىدهد ، مردم شام ذاتا انسانهاى خوبى بودند ؛ ولى حاكمان و مربيانى همچون معاويه و بنى اميّه و عمرو عاص و ساير تفالههاى عصر جاهليّت ، آنها را به كلى از راه به در كرده بودند .
اين تعبير در ضمن ، تأثير رهبرىهاى خوب و بد و معلمان صالح و ناصالح را در شكلگيرى جوامع بشرى نشان مىدهد كه گاه اقوام شايسته را چنان از راه به در مىبرند كه ناشايستهترين انسانها مىشوند .
نكتهها
1 - فرق ميان « معونه » و « عطا »
در خطبه مزبور امام عليه السّلام فرمود : معاويه به پيروان خود نه معونهاى مىدهد و نه عطايى ( البتّه منظور ، افراد عادى است ، و گر نه خريدن سران قبايل به وسيله اموال گزاف از سوى معاويه در تواريخ معروف است ) .
فرق ميان « معونه » و « عطا » در اين است كه عطا چيزى مانند حقوق رسمى است و معونه ، كمكهايى است كه گهگاه براى آماده ساختن اسلحه يا مركب جهت ميدان جنگ داده مىشود .
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، جلد 4 ، صفحهء 31 . ( حوادث سال 37 هجرى ) .