تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
همچون انسان‌ها كه با دست و ابزار و وسايل صنعتى و كارخانه‌ها ، مصنوعات محدودى را به وجود مىآورند . و در ششمين و هفتمين وصف مىفرمايد : « او لطيف است ؛ اما نه به اين معنا كه پنهان باشد و بزرگ و قدرتمند است ؛ ولى نه به اين معنا كه جفا كار باشد » ( لطيف لا يوصف بالخفاء ، كبير لا يوصف بالجفاء ) . شارحان نهج البلاغه در اين جا و علماى علم كلام در باب صفات خدا دربارهء صفت لطيف سخن بسيار گفته‌اند و معانى متعددى ذكر كرده‌اند . گاه لطيف به معناى ناپيدا و گاه به مفهوم آفرينندهء اشياى ظريف و گاه به معناى كسى كه داراى لطف و محبّت است تفسير كرده‌اند و خداوند داراى همه اين صفات است ؛ ولى آن چه مناسب جمله ياد شده است ، معناى اوّل است ؛ يعنى ذات پاك خداوند ، آن چنان ظريف است كه ناپيداست ؛ ولى نه به اين معنا كه از بندگان مخفى باشد ؛ چرا كه آثارش سراسر جهان هستى را در بر گرفته و از چهرهء همهء موجودات تجلّى كرده است ؛ به گفتهء شاعر :
با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را
و نقطهء مقابل آن ، جملهء « لا يوصف بالجفا » است ؛ اشاره به اين كه او داراى عظمت است ؛ ولى نه همچون عظمت گردنكشان و خود بزرگ بينان كه همواره آميخته با ظلم و ستم و جفاست ؛ همان گونه كه قرآن مجيد در اواخر سورهء حشر مىفرمايد : «
« الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ »
؛ او پادشاهى است پاكيزه از هر عيب و نقص و ظلم و ستم » . در هشتمين و نهمين وصف مىفرمايد : « بيناست ؛ نه با عضو بينايى و چشم ، و مهربان است نه به معناى نازك دل بودن » ( بصير لا يوصف بالحاسّة ، رحيم لا يوصف بالرّقّة ) . هنگامى كه مىگوييم فلانى بيناست ، فورى نظر ما به عضو بينايى يعنى چشم معطوف مىشود و هنگامى كه مىگوييم فلان شخص ، مهربان است نازك دلى و رقت قلب را تداعى مىكند ؛ در حالى كه تمام اين‌ها صفات ممكنات و وجودهاى جسمانى