تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
خواستهء دل آن‌ها بود و اعوجاج و كژى موافق فكرشان » ( فتاها « 1 » عنه ، و تركا الحقّ و هما يبصرانه ، و كان الجور هواهما ، و الإعوجاج رأيهما ) . سپس امام يادآورى و تأكيد مجدّدى بر مشروط بودن حكميت آن‌ها مىكند و مىفرمايد : « پيش از اين كه آن‌ها اين رأى نادرست را و اين حكم جائرانه را صادر كنند با آن‌ها شرط كرده بوديم كه به عدالت حكم كنند و به حق عمل نمايند » ( و قد سبق استثناؤنا عليهما في الحكم بالعدل و العمل بالحقّ سوء رأيهما و جور حكمهما ) . كدام آيه از آيات قرآن مىگويد بزرگوارى همچون على عليه السّلام كه اسلام با مجاهدت‌هاى او رونق گرفت و همواره در محضر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و در دامان قرآن تربيت يافت و مظهر حق و عدالت است از خلافت ، خلع شود و نيز كدام آيهء قرآن مىگويد : كسى كه بازماندهء دوران جاهليّت و كفر است و مظالم و ستم‌ها و حيله‌گرىهاى او بر هيچ كس پنهان نيست و تمام افراد منفور و منافق را دور خود جمع كرده ، به خلافت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله منصوب گردد ؟ ! آن گاه چنين نتيجه مىگيرد : « بنابر اين هنگامى كه اين دو نفر از راه حق منحرف شدند و حكم نادرستى بر خلاف حكم خداوند صادر كردند ما مىتوانيم به استناد دليل محكم براى خود تصميم بگيريم ( و حكم آن‌ها را دور بيفكنيم ! ) » ( و الثّقة في أيدينا لأنفسنا ، حين خالفا سبيل الحقّ ، و أتيا بما لا يعرف من معكوس الحكم ) . به اين ترتيب ، امام عليه السّلام به خورده گيران پاسخ دندان شكنى مىدهد كه اوّلا پذيرش حكميّت از شما بود و ثانيا آن‌ها در كار حكميت ، مطلق العنان و رها نبودند ؛ بلكه موظّف بودند همراه و همگام قرآن حركت كنند و به ميل خود سخنى نگويند . حال كه آن‌ها به شرط خود عمل نكردند ، حكم‌شان از درجهء اعتبار به كلى ساقط است . جالب اين كه آن‌ها در حكم خود نيز با يكديگر توافق نداشتند و يكى بر سر ديگرى كلاه مىگذارد و او را در
هامش
( 1 ) « تاه » از مادهء « تيه » به معناى تحيّر و سرگردانى و گمراهى گرفته شده است .