بخش اوّل
فأجمع رأي ملئكم على أن اختاروا رجلين ، فأخذنا عليهما أن يجعجعا عند القرآن ، و لا يجاوزاه ، و تكون ألسنتهما معه و قلوبهما تبعه ، فتاها عنه ، و تركا الحقّ و هما يبصرانه ، و كان الجور هواهما ، و الإعوجاج رأيهما . و قد سبق استثناؤنا عليهما في الحكم بالعدل و العمل بالحقّ سوء رأيهما و جور حكمهما . و الثّقة في أيدينا لأنفسنا ، حين خالفا سبيل الحقّ ، و أتيا بما لا يعرف من معكوس الحكم .
ترجمه
: ( در ماجراى حكمين ) نظر و رأى جمعيّت شما بر اين قرار گرفت كه دو نفر را براى حكميّت ( در ميان ما و لشكر شام و معاويه ) انتخاب كنند و ما از اين دو ، پيمان گرفتيم كه در برابر قرآن خاضع باشند و از آن تجاوز نكنند ، زبانشان همراه با قرآن و دلهايشان تابع آن باشد ؛ ولى آنها گمراه ، و از قرآن روى گردان شدند و حق را ترك كردند ؛ با اين كه آشكارا آن را مىديدند ؛ جور و ستم ، خواستهء دل آنها بود و اعوجاج و كژى موافق فكرشان و پيش از اين كه آنها اين رأى نادرست و حكم جائرانه را صادر كنند با آنها شرط كرده بوديم كه به عدالت حكم كنند و به حق عمل نمايند ؛ بنابر اين هنگامى كه اين دو نفر از راه حق منحرف شدند و حكم نادرستى بر خلاف حكم خدا صادر كردند ما مىتوانيم به استناد دليل محكم براى خود تصميم بگيريم ( و حكم آنها را دور بيفكنيم ! ) .