خلع كردم و بلافاصله عمرو بن عاص گفت : من معاويه را به خلافت نصب كردم . اين نيرنگ غوغايى به پا كرد و سبب اعتراض لشكريان على عليه السّلام شد و طرفداران آتشبس و حكميّت و انتخاب ابو موسى كه خود را سخت در انزوا مىديدند طلبكارانه به سراغ امير مؤمنان على عليه السّلام آمدند و زبان به اعتراض گشودند كه چرا حكميّت را پذيرفتى ؟ ! با توجّه به آن چه گفته شد به تفسير خطبه مىپردازيم :
امام عليه السّلام مىفرمايد : « نظر و رأى جمعيّت شما بر اين قرار گرفت كه دو نفر را براى حكميّت ( در ميان ما و لشكر شام و معاويه ) انتخاب كنند و ما از اين دو ، پيمان گرفتيم كه در برابر قرآن خاضع باشند و از آن تجاوز نكنند ، زبانشان همراه با قرآن و دلهايشان تابع آن باشد » ( فأجمع رأي ملئكم « 1 » على أن اختاروا رجلين ، فأخذنا عليهما أن يجعجعا « 2 » عند القرآن ، و لا يجاوزاه ، و تكون ألسنتهما معه و قلوبهما تبعه ) .
به اين ترتيب روشن مىكند كه پذيرش حكميّت هر چند تحت فشار صورت گرفت مشروط بود ، نه مطلق و بى قيد و شرط كه آنها مطابق هواى نفس خود هر چه مىخواهند انجام دهند و ديگران بايد آن را بپذيرند . آنها موظف بودند تابع قرآن باشند و گوش جان به پيام آن بسپارند و زبان و قلبشان پيرو قرآن باشد ؛ ولى در پايان كار چيزى كه سخن از آن در ميان نبود قرآن بود و فريبكارى ، آدم احمق و نادانى را بازيچهء دست سياست خود كرد و سخنى بر خلاف حق و عدالت و قرآن بر زبان او جارى ساخت .
لذا امام عليه السّلام در ادامهء سخن مىفرمايد : « ( مع الاسف ) آنها گمراه شدند و از قرآن روى گردان گشتند و حق را ترك كردند ؛ با اين كه آشكارا آن را مىديدند ؛ جور و ستم ،
هامش
( 1 ) « ملأ » در لغت به معناى چيزى است كه چشم را پر مىكند و تعجّب بيننده را بر مىانگيزد ؛ از همين رو به جمعيّت زيادى كه رأى و عقيدهء واحدى دارند و اجتماع آنها چشمها را پر مىكند ، « ملأ » گفته مىشود . اين واژه با واژهء « مملوّ » از يك ريشه گرفته شده است .
( 2 ) « يجعجع » از مادهء « جعجعه » در اصل در مورد خواباندن شتر بر زمين اطلاق مىشود سپس به معناى خضوع و تسليم در برابر چيزى به كار رفته است .