تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

شرح و تفسير با انحراف حكمين حكم آنها باطل است

بارها دربارهء حكمين ، ضمن شرح خطبه‌هاى پيشين به خصوص خطبه 125 و 127 سخن گفته‌ايم و خلاصهء آن ، چنين بود كه هنگامى كه آثار شكست در لشكر معاويه آشكار شد ، عمرو بن عاص دست به نيرنگى زد و دستور داد قرآن‌ها را بر سر نيزه‌ها بلند كنند و بگويند ما و شما هر دو تابع قرآنيم ؛ هر چه قرآن قضاوت كند از آن پيروى خواهيم كرد . ولى امام عليه السّلام به آن‌ها هشدار داد كه اين نيرنگى بيش نيست و آن‌ها هرگز از قرآن تبعيت نمىكنند پيش برويد و كار را تمام كنيد ؛ ولى غافلان نادان به اتفاق عمّال نفوذى معاويه بر پذيرش آتش‌بس اصرار كردند و به دنبال آن بر امام عليه السّلام فشار آوردند كه براى استنباط حكم قرآن دربارهء اين اختلاف تن به حكميّت بدهد . امام عليه السّلام كه مىدانست اين نيرنگ ديگرى است قبول نفرمود ؛ ولى آن‌ها پيوسته بر فشار خود مىافزودند تا اين كه امام عليه السّلام براى پيشگيرى از اختلاف و شكاف بيش‌تر ناچار به قبول حكميّت شد . در اين جا باز همان افراد اصرار كردند كه نمايندهء لشكر امام عليه السّلام ابو موسى اشعرى باشد . امام عليه السّلام كه از حماقت و ايمان ضعيف اين مرد با خبر بود اصرار فرمود ابن عباس را انتخاب كنيد كه مردى هوشيار و عاقل و دانشمند است و تحت تأثير نيرنگ‌هاى عمرو بن عاص قرار نمىگيرد ؛ ولى آن‌ها نپذيرفتند و براى سوّمين بار امام عليه السّلام را تحت فشار قرار دادند كه حكميّت را به ابو موسى مخبّط واگذار كند . در اين جا نيز امام عليه السّلام براى پيشگيرى از پراكندگى لشكر مجبور به پذيرش آن شد ؛ ولى شرايطى براى آن‌ها بيان كرد ؛ از جمله اين كه از مسير حق و عدالت هرگز خارج نشوند . هنگامى كه عمرو بن عاص بعد از مذاكرات بسيار طولانى كه ماه‌ها به طول كشيد ابو موسى را فريب داد و گفت : بيا من معاويه را از حكومت خلع مىكنم و تو على عليه السّلام را از حكومت خلع كن تا نزاع بر چيده شود و مسلمانان فرد سوّمى را براى خلافت برگزيدند ، ابو موسى نادان و فريب خورده در حضور جمع اعلام كرد كه من على عليه السّلام را از حكومت