خويش مىگريد » ( يا أيّها النّاس « طوبى لمن شغله عيبه عن عيوب النّاس » ، و طوبى لمن لزم بيته ، و أكل قوته ، و اشتغل بطاعة ربّه ، « و بكى على خطيئته » ) .
آن گاه چنين نتيجهگيرى مىكند : « چنين كسى به اصلاح خويش مشغول و مردم از دست او در آسايشاند » ( فكان من نفسه في شغل ، و النّاس منه في راحة ! ) .
اشاره به اين كه هر انسانى - جز اولياء اللّه و معصومين عليهم السّلام - عيب يا عيوبى دارد ؛ هرگاه به عيب جويى ديگران پردازد از خود و اصلاح خويشتن غافل مىشود و هرگز از نظر تهذيب اخلاق و سير الى اللّه به جايى نمىرسد ؛ اما اگر گاهى در گوشهء خانه بنشيند و در خويشتن فرو رود و عيوب خود را يك به يك بررسى كند و با آب زلال اطاعت پروردگار و قطرههاى اشكى كه بر اثر ندامت نسبت به خطاهايش جارى مىكند ، قلبش را شستشو دهد ، هم در اصلاح خويشتن توفيق مىيابد و هم مردم از دست او در امان مىمانند .
* * *
نكته اجتماعى زيستن يا انزوا گرايى ؟
در پايان خطبهء مذكور چنان كه ملاحظه كرديد ، امام عليه السّلام به انزوا طلبى تشويق مىكند ؛ همان انزوايى كه مقدمهاى براى خودسازى و دور ماندن از مفاسد اجتماعى است .
بسيارى از علماى اخلاق نيز انزوا را يكى از شرايط فراهم آوردن زمينهء تهذيب اخلاق مىشمرند .
هنگامى كه به آيات قرآن مراجعه مىكنيم ، مىبينيم بسيارى از پيغمبران بزرگ و صالحان نيز دوران انزوايى داشتهاند ؛ ابراهيم خليل عليه السّلام هنگامى كه در برابر جمعيّت گمراه متعصّب - كه پيوسته بر بت پرستى پاى مىفشردند - قرار گرفت چنين گفت :
«
« وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا »
؛ ( ابراهيم عليه السّلام گفت : ) از شما و آن چه غير خدا مىخوانيد كنارهگيرى مىكنم و