احكام الهى و تبديل آن به احكام ديگر بر طبق تمايلات نفسانى و منافع شخصى است .
به همين دليل ، در روايات اسلامى مذمّت شديدى از موضوع بدعت شده است : در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم : « اهل البدع شرّ الخلق و الخليفة ؛ اهل بدعت ، بدترين خلق و داراى بدترين اخلاقند » . « 1 » امير مؤمنان على عليه السّلام مىفرمايد : « أمّا أهل البدعة فالمخالفون لأمر اللّه و لكتابه و رسوله العاملون برأيهم و أهوائهم و إن كثروا ؛ اما اهل بدعت كسانىاند كه مخالف فرمان خدا و كتاب او و رسول او مىباشند .
آنها به رأى و هواى خويش عمل مىكنند ( و همه بر باطلند ) هر چند بسيار باشند » . « 2 » روايات در اين زمينه بسيار فراوان است و با شدّت ، بدعت و بدعتگذار را مىكوبد .
دليل آن هم روشن است ؛ زيرا اگر باب بدعت در احكام الهى گشوده شود و هر كس با ميل خود و بر طبق منافع شخصى حلالى را حرام و يا حرامى را حلال كند زمان كوتاهى نمىگذرد كه دين و آيين الهى به كلّى دگرگون و مسخ مىشود و از احكام اصيل اسلام چيزى باقى نمىماند ؛ بر همين اساس پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله هر گونه همكارى با بدعت گذاران را منع كرده ؛ تا آن جا كه مىفرمايد : « من تبسّم في وجه مبتدع فقد أعان على هدم دينه ؛ كسى كه در صورت بدعت گذارى تبسّم كند ، به نابودى دين خود كمك كرده است » . « 3 » از اين جا روشن مىشود كسانى كه معناى وسيع بدعت را با معناى خاص آن خلط كردهاند و به مغالطاتى دست زدهاند ، مثلا مىگويند همه طالب نوآورىاند و چه كسى مىتواند با آن مخالفت كند ؟ سخت در اشتباهند .
و نيز كسانى كه تغيير نظر مجتهدان و كشف مسائل تازهاى را از كتاب و سنّت نوعى بدعت مىشمرند يا خود را فريب مىدهند و يا مىخواهند ديگران را فريب دهند . كشف
هامش
( 1 ) ميزان الحكمه ، حديث شمارهء 1629 .
( 2 ) ميزان الحكمة ، حديث شمارهء 1632 .
( 3 ) همان ، حديث شمارهء 1635 .