به اين ترتيب ، هر كس بايد صف خود را در اين ميان مشخص كند . اگر متشرّع است به دنبال كتاب و سنّت و دليل عقلى يقينى باشد و اگر جز اين است ، در صف بدعت گذارانى جاى گيرد كه احكام خدا را با اميال برخاستهء از هوا و هوس تغيير مىدهند ؛ نه دليلى از كتاب و سنّت دارند و نه نور و ضيايى از عقل .
بنابر آن چه ذكر شد ، « برهان سنّت » ، اشاره به دلايل نقلى و « ضياى حجت » اشاره به دليل عقلى است و به اين ترتيب ، امام عليه السّلام بدعت گذاران را افرادى معرفى مىكند كه تنها تابع هواى نفس و يا خيالات باطل و خاماند .
نكته بدعت چيست ؟
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه بيشترين توجّه خود را به مبارزهء با بدعتها معطوف داشته است .
توضيح اين كه بدعت در لغت به معناى ايجاد كار تازه ، بدون سابقه و نوآورى است كه گاه خوب است و گاه بد ؛ هنگامى كه قرآن در وصف خداوند مىگويد : «
« بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » ؛ او كسى است كه آسمان و زمين را بدون هيچ نقشهء قبلى و نمونهاى كه از آن اقتباس شده باشد ، ايجاد كرد » و هنگامى كه قرآن مجيد به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : «
« قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ »
؛ بگو : من نخستين پيامبرى نيستم كه براى مردم مبعوث شدهام » « 2 » همين مفهوم را اراده مىكند .
بنابر اين در مفهوم وسيع اين كلمه ، هرگونه نوآورى ( خواه ممدوح باشد و يا مذموم ) نهفته است .
ولى در لسان روايات و كلمات فقها ، اين واژه مفهوم خاصّى پيدا كرده و آن تغيير
هامش
( 1 ) بقره ، آيهء 117 .
( 2 ) احقاف ، آيهء 9 .