شفاء من أكبر الدّاء : و هو الكفر و النّفاق ، و الغيّ « 1 » و الضّلال ) .
به اين ترتيب ، امام عليه السّلام قرآن را وسيلهء حلّ مشكلات و درمان بيمارىهاى اخلاقى و اجتماعى و معنوى مىشمرد و اصول اين بيمارى را در چهار چيز خلاصه مىكند : كفر ، نفاق ، جهل و ضلال ؛ زيرا قرآن ، نور ايمان و اخلاص بر دل مىپاشد و پردههاى جهل و نادانى را پاره مىكند و انسان را از ضلالت و گمراهى رهايى مىبخشد . به يقين ، جامعهء آگاه و دانا و صاحب ايمان و اخلاص ، هرگز در نمىماند و گرفتار مشكلى نمىشود .
و در ادامهء اين سخن در يك نتيجهگيرى ديگر مىفرمايد :
« حال كه چنين است ، آن چه را مىخواهيد به وسيلهء قرآن از خدا بخواهيد و با محبّت قرآن به سوى خدا روى آوريد ، و هرگز به وسيلهء آن از مخلوقات او چيزى نخواهيد ؛ زيرا بندگان به چيزى مانند آن به خدا تقرّب نجستهاند » ( فاسألوا اللّه به ، و توجّهوا إليه بحبّه ، و لا تسألوا به خلقه ، إنّه ما توجّه العباد إلى اللّه تعالى بمثله ) .
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه قرآن ، بهترين وسيلهء نجات و مهمترين سبب براى جلب عنايات الهى است .
جملهء « و لا تسألوا به خلقه » اشاره به اين است كه قرآن را وسيلهء خودنمايى و جلب توجّه مردم و رسيدن به مقاصد دنيوى قرار ندهيد ؛ آن گونه كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه مىفرمايد : « إنّ من النّاس من يقرء القرآن ليقال فلان قارء و منهم من يقرء القرآن ليطلب به الدّنيا و لا خير في ذلك و منهم من يقرء القرآن لينتفع به في صلاته و ليله و نهاره ؛ ( قاريان قرآن سه دستهاند ) گروهى از مردم قرآن مىخوانند تا ( ديگران ) بگويند : فلان كس قارى قرآن است و گروهى قرآن مىخوانند تا به وسيله آن به منافع دنيوى برسند و در هيچ يك از اينها خيرى نيست و گروهى ديگر
هامش
( 1 ) « غىّ » به معناى كار جاهلانه و يا به تعبير راغب در مفردات به معناى جهل و نادانى است كه از اعتقاد فاسد سرچشمه مىگيرد .