كاستى در گمراهى ؛ و ديگر اين كه قرآن سرمايهاى است عظيم كه هر كس و هر جامعهاى از آن بهره گيرد و دستوراتش را به كار بندد ، نه گرفتار فقر معنوى مىشود و نه فقر مادّى ؛ و آنها كه به آن پشت كنند گرفتار هر دو نوع فقر خواهند شد .
البتّه ممكن است كسانى باشند كه اصلا در زمرهء پيروان قرآن قرار نگيرند ؛ ولى اعمال آنها هماهنگ با بخشى از تعليمات قرآن باشد ؛ مثلا دروغ نگويند و خيانت نكنند و به حقوق ديگران تجاوز ننمايند ، اين افراد نيز به همان مقدار شاهد موفقيّت و پيشرفت و پيروزى خواهند بود و اين همان چيزى است كه امام عليه السّلام در واپسين ساعات عمرش بيان فرمود : « اللّه اللّه في القرآن لا يسبقكم بالعمل به غيركم ؛ خدا را خدا را فراموش نكنيد در توجّه به قرآن ؛ نكند ديگران در عمل به آن بر شما پيشى گيرند » . « 1 » در اين كه منظور از « بعد القرآن » در جملههاى ياد شده بعد از نزول قرآن است يا بعد از عمل به آن ؟ شارحان نهج البلاغه تفسيرهاى مختلفى دارند ؛ ولى صحيح معناى دوّم است ؛ چرا كه بر طرف كنندهء فقر معنوى و مادى ، عمل به قرآن است ؛ نه تنها نزول بدون عمل .
در ضمن ، از اين جمله به خوبى استفاده مىشود كه اگر مسلمين جهان گرفتار ضعف و ناتوانى يا فقر و پريشانى در جهات معنوى يا مادّىاند ، به جهت دورى از قرآن است ؛ همچون تشنه كامانى كه در كنار چشمهء آب زلالى نشستهاند و نالهء العطش آنها به آسمان بلند است .
سپس امام عليه السّلام با ذكر پنج جمله چنين نتيجهگيرى مىفرمايد : « حال كه چنين است براى درمان بيمارىهاى خود از قرآن شفا بطلبيد و براى پيروزى بر شدايد و مشكلات از آن يارى بجوييد ؛ چرا كه در قرآن شفاى سختترين بيمارىها يعنى كفر و نفاق و جهل و ضلالت است » ( فاستشفوه من أدوائكم ، و استعينوا به على لأوائكم « 2 » ، فإنّ فيه
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامه 47 .
( 2 ) « لأوى » از مادهء « لأى » ( بر وزن سعى ) به معناى تنگى و شدّت و محنت و ناراحتى و سختى طاقت فرسا گرفته شده است .