مقامات آنها را اين گونه بيان مىفرمايد : « پيشوايان دين ( امامان معصوم ) مدبّران الهى بر مردمند و رؤسا و عارفان او بر بندگانش ؛ هيچ كس داخل بهشت نمىشود ، مگر كسى كه آنها را بشناسد و آنان نيز او را بشناسد و هيچ كس وارد دوزخ نمىشود ، مگر كسى كه آنها را انكار كند و آنها نيز انكارش نمايند » ( و إنّما الأئمّة قوّام اللّه على خلقه ، و عرفاؤه « 1 » على عباده ؛ و لا يدخل الجنّة إلّا من عرفهم و عرفوه . و لا يدخل النّار إلّا من أنكرهم و أنكروه ) .
اين تعبير نشان مىدهد كه امامان و پيشوايان عليه السّلام از سوى خدا تعيين مىشوند ؛ نه از سوى مردم و اگر بيعت و انتخابى لازم است براى انسجام كار و پيشرفت امور آنهاست .
تعبير به « قوّام » ( جمع قائم ) اشاره به تدبير امور خلق است و تعبير به « عرفاء » ( جمع عريف ) اشاره به اين است كه آنها به علت شناختى كه دربارهء مردم و شرايط زمان و مكان دارند و به مصالح و مفاسد آنها آشنايند ، هر كس را در جاى مناسب مىنشانند و هر كار را در موقع مناسب انجام مىدهند .
جملهء « لا يدخل الجنة . . . » و « لا يدخل النار . . . » تأكيدهايى است بر آن چه در جملههاى قبل گفته شد ؛ زيرا هنگامى كه بپذيريم آنها از طرف خدا تعيين شدند ، كسى كه آنها را به رسميت بشناسد و آنان اعمالش را صحيح بشناسند به يقين ، اهل بهشتند و كسى كه آنها را انكار كند ، در واقع ، فرمان خدا را انكار كرده ، و چنين كسى سزاوار دوزخ است ؛ همچنين كسى كه آنها اعمالش را منكر بشمرند او نيز دوزخى است .
بديهى است همه اين تعبيرات با مذهب شيعه سازگار است كه تعيين امام را از سوى خدا به وسيلهء پيغمبر يا امام پيشين مىدانند و او را معيار تشخيص حق از باطل مىشمرند و به يقين كسى كه مردم او را با فكر برگزينند و اى بسا خطا كار و ستمكار از آب در آيد داراى چنين مقاماتى نيست . حديث معروف « من مات و لم يعرف امام زمانه
هامش
( 1 ) « عرفاء » جمع « عريف » به معناى رييس و سرشناس يك قوم است كه همه او را مىشناسند و امورشان را تدبير مىكند .