تعبير ديگر نتيجهء طبيعى اعمال خود آنها بود .
اضافه بر اين ، امام عليه السّلام نمىفرمايد : ما در انتظار قتل عثمان بوديم - بلكه به احتمال قوى امام عليه السّلام راضى به قتل او نبود - ما انتظار تغييرات داشتيم ، انتظار كسى كه در خشكسالى آرزوى باران دارد ؛ چه تعبير جالبى ! سرزمين اسلام به علت ظلم و بيدادگرى بى حدّ و حساب اطرافيان عثمان ، گويى به بيابان خشك و سوزانى تبديل شده بود كه به هنگام كنار رفتن عثمان و ظهور حكومت عدل علوى ، باران رحمت الهى بر آن نازل شد .
« ابن ابى الحديد » معتزلى ، در اين جا به پرسش و پاسخى پرداخته كه ذكر آن مناسب به نظر مىرسد .
نخست از خود مىپرسد : آيا بنابر عقيدهء « معتزله » از اهل سنت صحيح است كه على عليه السّلام انتظار قتل عثمان را بكشد ، همچون انتظار باران در خشكسالى ؟ و آيا اين دليل بر حقانيّت مذهب شيعه نيست ؟
بعد در پاسخ مىگويد : امام عليه السّلام نفرموده كه ما انتظار قتل او را داشتيم ؛ بلكه فرموده :
انتظار تغييرات يعنى عزل او از خلافت داشتيم ؛ زيرا به عقيدهء ما على عليه السّلام او را به علت اعمالش مستحق عزل از خلافت مىدانست ؛ نه مستحق قتل ؛ و اين با مذهب ما سازگار است .
سپس ايراد ديگرى مطرح مىكند كه : آيا « معتزله » از اهل سنت معتقدند كه على عليه السّلام عثمان را فاسق و مستحق عزل از خلافت مىدانست ؟ به دليل فسقش ؟
در پاسخ مىگويد : ابدا معتزله چنين اعتقادى ندارند ؛ بلكه مىگويند : على عليه السّلام عثمان را فرد ضعيفى مىدانست كه توان تدبير خلافت را نداشت و به همين دليل ، خويشاوندان او تمام امور و بيت المال مسلمين را به تسخير خود در آوردند و فرياد مسلمين برخاست . « 1 » امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به سراغ بيان موقعيت امامان و پيشوايان حق مىرود و
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 9 ، صفحهء 153 و 154 .