قرّعته « 1 » بالحجّة في الملاء الحاضرين هبّ « 2 » كأنّه بهت لا يدري ما يجيبني به ! ) .
داستان شوراى شش نفرى عمر كه در آستانهء مرگش آن را ترتيب داد ، بسيار پر غوغا است و بيانگر كينهها و حسدهايى گروهى از سرشناسان صحابه نسبت به امير مؤمنان على عليه السّلام است و نشان مىدهد چگونه براى عقب زدن امام عليه السّلام از مقامى كه حق الهى و اجتماعى او بود توطئه كردند و حتى با لحنى طلبكارانه از آن حضرت خواستند كه از حق خود عقب نشينى كند ؛ و گر نه متهم به حريص بودن در امر خلافت خواهد شد ! شرح اين ماجرا در جلد اوّل ، ذيل خطبهء سوم ( خطبهء شقشقيّه ) صفحهء 368 آوردهايم .
قابل توجّه اين كه ابن ابى الحديد در شرح اين خطبه مىگويد : « شيعيان معتقدند كه امام عليه السّلام اين سخن را در سقيفهء بنى ساعده - كه براى انتخاب نخستين خليفه تشكيل شده بود - در برابر « ابو عبيدهء جرّاح » بيان كرد » . « 3 » در حالى كه ما در ميان علماى شيعه كسى را سراغ نداريم كه چنين سخنى گفته باشد و معروف و مشهور در ميان ما اين است كه اساسا سقيفه در غياب آن حضرت تشكيل شد .
* * * امام عليه السّلام در بخش ديگرى از اين خطبه روى به درگاه خدا مىآورد و نسبت به ظلم و ستمهايى كه به او شده ، شكايت مىكند و از خدا مدد مىطلبد ؛ عرضه مىدارد : « بار خدايا !
هامش
( 1 ) « قرّعته » از مادهء « قرع » بر وزن ( فرع ) به معناى كوبيدن چيزى بر چيزى است ؛ به گونهاى كه صداى شديد از آن برخيزد . اين واژه در مسائل معنوى هم به كار مىرود ؛ مثلا در مورد دلايل روشن و كوبنده استعمال مىشود ؛ مانند خطبه بالا .
( 2 ) « هبّ » از مادهء « هبوب » به معناى وزش باد و گاه به معناى هيجان زده شدن و مبهوت گشتن يا از خواب بيدار شدن نيز آمده است و در خطبهء مزبور ، معناى دوم قصد شده است .
( 3 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 9 ، صفحهء 305 .