نكته
1 - مشكلات در راه اجراى عدالت
آن چه امام عليه السّلام در اين خطبه بيان فرموده ، يك مطلب جدّى است ؛ نه آن گونه كه بعضى پنداشتهاند جنبهء اسكاتى داشته باشد . به راستى در آن زمان ، شورشيان بر ضدّ عثمان ، نيرومند بودند و به همين سبب ، حتّى بعضى از صحابه كه موافق عثمان بودند ، جرأت مقابلهء با آنها را به هنگام قتل عثمان نداشتند .
و از آن مهمتر اين كه معاويه ، هنگامى كه به قدرت رسيد و سالها از اين ماجرا گذشته بود و اساسا تمام قدرت خود را به بهانهء خونخواهى عثمان به چنگ آورده بود ، جرأت نكرد قاتلان عثمان را محاكمه كند و گروهى را كه در قتل او شركت داشتند شناسايى نمايد ؛ بلكه هنگامى كه معاويه ( بعد از شهادت على عليه السّلام و تسلّط بر اوضاع ) وارد مدينه شد .
به خانهء عثمان رفت . دختر عثمان كه عايشه نام داشت فرياد كشيد و گريه كرد و صدا زد :
پدر جان ! كجايى ؟ ( و منظورش انتقام خون عثمان از قاتلان بود ) معاويه گفت : دختر برادرم ! مردم تسليم ما شدند و ما هم به آنها امان داديم . ما نوعى بردبارى - كه زير آن خشم نهفته است - در برابر آنها اظهار داشتيم . آنان هم تسليمى - كه زير آن كينه نهفته است - اظهار داشتند و هر يك شمشير خود را همراه دارند ؛ اگر ما پيمان آنها را بشكنيم ، آنها نيز پيمان ما را خواهند شكست و نمىدانيم پايانش به نفع ماست يا زيان ما ! ( بهتر اين است كه سكوت كنيم و خلافت ما متزلزل نشود ) تو دختر عموى خليفه باشى بهتر از اين است كه يك زن عادى باشى ! « 1 » ( اشاره به اين كه وقتى خلافت من بر باد رود ، تو هم يك فرد عادى بيش نخواهى بود ) .
* * *
هامش
( 1 ) عقد الفريد ، جلد 5 ، صفحهء 113 .