بصادق توجّعه ، لأنّ قوائمه حمش « 1 » كقوائم الدّيكة الخلاسيّة . و قد نجمت « 2 » من ظنبوب « 3 » ساقه صيصية « 4 » خفيّة ) .
امام عليه السّلام در اين بيان زيبا به نكتهء لطيفى اشاره كرده كه خداوند در كنار آن همه زيبايىهاى طاووس ، نقطهء ضعف و زشتىهايى هم در آن قرار داده است كه اگر يك زمان مغرور شود و از سر غرور و خودنمايى قهقههء شادى سر دهد ، هنگامى كه چشمش به كاستىهايش افتد ناله و فرياد دردآلودش بلند مىشود . در حقيقت ، اين نمونهاى است از جهان آفرينش كه خداوند حكيم براى جلوگيرى از غرور و طغيان ناشى از قدرت و قوّت ، در كنار آن ضعفها و كاستىهايى قرار داده تا آن غرور غفلتزا مهار شود و تعادل برقرار گردد .
به دنبال جوانى و شادابى پيرى و ناتوانى و در كنار سلامت و تندرستى بيمارى ، به دنبال غنا ، فقر و در كنار اقبال دنيا ادبار آن را قرار داده است .
آرى ، اين است يكى از فلسفههاى بيمارىها و ناتوانىها و گرفتارىها و مشكلات .
* * *
هامش
( 1 ) « حمش » جمع « احمش » به معناى شخص يا چيزى است كه ساق او باريك باشد و گاه به معنى تيره رنگ نيز آمده است .
( 2 ) « نجمت » از مادهء « نجم » ( بر وزن حجم ) به معناى روييدن و ظاهر شدن است .
( 3 ) « ظنبوب » به معناى انحراف و كجى به سمت جلو است .
( 4 ) « صيصة » به معناى خارى است كه در پاى مرغان مىباشد و گاه به معناى شانهاى است كه تار و پود پارچه را قبل از بافتن با آن مرتب مىكنند .