تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
هواپيماهاست ؛ بعضى ديگر به محض اين كه اراده كنند ، يك مرتبه از زمين كنده مىشوند و به پرواز در مىآيند ؛ با قدرت پاها خود را به هوا مىپرانند ، سپس از بال‌ها استفاده مىكنند ( مانند حركت بال گردها ) ؛ بعضى ساعت‌ها و يا هفته‌ها در آسمان‌ها به راحتى حركت مىكنند ، بى آن كه احساس خستگى و ناتوانى كنند ؛ مانند پرندگان مهاجر كه گاه نيمى از كرهء زمين را سير مىكنند و هفته‌ها در آسمانند و مواد غذايى را به صورت چربىها قبل از پرواز در بدن خود ذخيره مىكنند . جالب اين كه بعضى پرندگان كه بال‌هاى پهن و گسترده و جثّه‌هاى سبك دارند ، هنگامى كه اوج گرفتند نيازى به بال زدن ندارند و بال‌هاى گستردهءشان ، آن‌ها را بر بلنداى جوّ حفظ مىكند و تنها شهپرهايى كه در دم آن‌ها قرار دارد سبب حركت يا تغيير مسير آن‌ها مىشود ! اما بعضى ديگر كه بال‌هاى كوتاه‌تر و جثّه‌هاى سنگين‌ترى دارند بايد همواره بال‌هاى خود را در طرف بالا و پايين حركت دهند تا بتوانند پرواز كنند . هر قدر انسان در اين تنوّع‌ها فكر مىكند به عظمت آفريدگار و علم و قدرت بىپايانش آشناتر مىشود ! ! در مرحلهء چهارم ، امام عليه السّلام به تنوع رنگ‌هاى گوناگون پرندگان كه آن هم از عجايب آفرينش است اشاره كرده ، مىفرمايد : « خداوند با قدرت لطيف و آفرينش قدرت خويش ، پرندگان را به رنگ‌هاى گوناگونى رنگ آميزى كرد : بعضى تنها يك رنگ دارند بى آن كه رنگ ديگرى با آن مخلوط باشد و بعضى آن‌ها تمام بدنشان يك رنگ دارد ؛ جز طوقى كه به رنگ ديگر بر دور گردنشان » ( و نسقها « 1 » على اختلافها في الأصابيغ « 2 » بلطيف قدرته ، و دقيق صنعته . فمنها مغموس « 3 » في قالب « 4 » لون لا يشوبه غير لون ما
هامش
( 1 ) « نسقها » از مادهء « نسق » ( بر وزن مشق ) به معناى منظم ساختن خواه در مورد صفوف باشد يا عبارات و كلمات و يا غير آن . ( 2 ) « أصابيغ » جمع « أصباغ » و « اصباغ » جمع « صبغ » ( بر وزن فعل ) به معناى رنگ است . ( 3 ) « مغموس » از مادهء « غمس » ( بر وزن لمس ) در اصل به معناى فرو رفتن چيزى در آب است ؛ سپس به معناى غايب و پنهان شدن نيز گفته شده است و در جملهء مزبور امام عليه السّلام يك رنگ بودن گروهى از پرندگان را تشبيه كرده است كه گويى آن را در خم رنگرزى فرو كرده و بيرون آورده‌اند . ( 4 ) « قالب » ( بر وزن حالت ) همان چيزى است كه در فارسى ، « قالب » ( بر وزن فاعل ) گفته مىشود و به معناى ظروفى است كه فلزات گداخته يا اشياى ديگر را در آن مىريزند و به شكل مطلوب در مىآورند .