شكل اصلى بيرون بردند و انواع تبعيضها و ظلم و فسادها را در جامعه اسلامى رواج دادند .
2 - قابل توجّه است كه اين حادثه در مدينه و در برابر چشم صحابه اعم از مهاجران و انصار واقع شد و كمتر كسى به يارى عثمان برخاست ؛ گويا همه با سكوت آميخته با رضايت ، حركت خودجوش مردم را بر ضدّ او امضا مىكردند ؛ بلكه طبق آن چه در تاريخ طبرى نقل شده ، گروهى از صحابه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به يكديگر نامه نوشتند كه جهاد با دشمن را فعلا رها كنيد ؛ زيرا جهاد در مدينه است ، نه در سرزمين روم ( چرا كه حكومت اسلامى به فساد گراييده و اصلاح آن بر هر چيز مقدّم است ) . تنها كسى كه به يارى عثمان برخاست و جلو تندروىها را گرفت ، امير مؤمنان على عليه السّلام بود كه فرزندان خود را مأمور حمايت از او ساخت ! ! زيرا مىدانست قتل عثمان آثار منفى زيادى به همراه دارد ؛ هر چند شورش مردم به قدرى شديد بود كه اين حمايت نيز مؤثر نشد .
3 - امير مؤمنان على عليه السّلام در خطبهء مزبور ، پيش از آن كه اعتراضات مردم به اوج خود برسد ، بهترين نصايح و اندرزها را به عثمان گوشزد كرد و به او شديدا هشدار داد كه هر چه زودتر از اين راه باز گردد و اشتباهات خود را اصلاح كند و او قول داد به آن عمل كند ؛ امّا يا نخواست و يا اطرافيان او نگذاشتند كه در برابر خواستههاى به حق مردم تسليم شود .
از بعضى كتب تواريخ استفاده مىشود كه او به دليل تعصب شديدى كه نسبت به اقوام و بستگان خود داشت حاضر نبود به اشتباهات خود دربارهء آنها صريحا اعتراف كند و بعد از نصايح امير مؤمنان على عليه السّلام عرض كرد : من كار خلافى نكردم . من صله رحم نمودم ( اگر اموال بيت المال را به خويشاوندانم بخشيدهام از باب صله رحم بوده است ) و افراد فقير را بىنياز كرده و بىپناهان را پناه دادهام و كسانى را به امارت و ولايت برگزيدهام كه شبيه برگزيدگان عمر بودند ! امام عليه السّلام فرمود : عمر ، چنان بر واليان خود مسلّط بود كه اگر مرتكب خلافى مىشدند آنها را به شديدترين وجهى مجازات مىكرد ؛ ولى تو در برابر
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥١