تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
شد . گاه مىفرمايد : تو از حسن و قبح اين امور آگاهى و گاه مىفرمايد : تو همه شنيدنىها را از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شنيدى و گاه نيز مىفرمايد : دست كم مانند خليفهء اوّل و دوّم رفتار كن . تو به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن‌ها نزديك‌ترى و به اين كار سزاوارتر ؛ و سرانجام مىگويد : راه حق و عدالت روشن است و چشم تو بينا ؛ چرا از بىراهه مىروى و جان خود را به خطر مىافكنى ؟ ولى با تأسف فراوان هيچ يك از اين بيانات دلسوزانه و خير خواهانه در او اثر نگذاشت و سرانجام شد ، آن چه نمىبايست بشود . * * *

نكته بهترين راه نفوذ در ديگران

هنگامى كه شخص به ظاهر فهميده‌اى دست به كارهاى خطرناك مىزند و انسان آگاهى مىخواهد او را از خواب غفلت بيدار كند ، بهترين راه آن است كه نخست ، قلب او را به سوى خود جلب كند و نقاط مثبت او را به او يادآورى نمايد ؛ مثلا بگويد : تو داراى فلان پايهء تحصيلى هستى ؛ در خانوادهء آبرومندى مىباشى ، در ميان مردم سابقهء بسيارى دارى تا او در خود احساس شخصيت كند و به گوينده اعتماد نمايد و حاضر به پذيرش شود . سپس او را به امثال و اقرانش مقايسه نمايد تا به اصطلاح رگ غيرت او به حركت در آيد و سرانجام نسبت به خطرهايى كه در پيش رو دارد به او هشدار دهد . امام عليه السّلام كه استاد فصيحان و بليغان جهان است و با رموز و پيچ و خم مسائل تربيتى و روانى آشناست ؛ تمام اين نكات را در اين جا به عثمان يادآورى شد ؛ فرمود : تو هم داماد پيامبرى « 1 » و هم از نظر خويشاوندى از خليفه اوّل و دوّم به او نزديك‌تر مىباشى . سابقه تو در اسلام زياد است و سال‌ها هم‌نشين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودى و مسائلى را كه من مىخواهم
هامش
( 1 ) عثمان ، همسر رقيه و پس از آن ام كلثوم ، دختران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود .