مىدانستند . « 1 » بنابر اين ، اگر كسانى تصوّر كردهاند جملههاى ياد شده دليل بر اين است كه عثمان از نظر علم و آگاهى در رتبهء على عليه السّلام بود سخت در اشتباهند . على عليه السّلام به فرمودهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله « باب علم مدينة النّبى » بود . على عليه السّلام كسى بود كه طبق روايات اسلامى « علم الكتاب » به طور كامل نزد او بود و عملا پناهگاهى علمى امّت ، در همهء مشكلات بود .
بعضى از خلفا از خدا مىخواستند كه اگر مشكلى پيش آيد على عليه السّلام مشكل گشاى آنان باشد و على عليه السّلام مشكل گشاى آن حاضر نباشد زنده نمانند ( اللّهمّ لا تبقني لمعضلة ليس لها ابن ابي طالب ) . « 2 » سپس در ادامهء اين سخن ، امام به سوابق عثمان در اسلام اشاره كرده مىفرمايد :
« آن چه را ما ( در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) ديدهايم تو نيز ديدهاى و آن چه را ما شنيدهايم همانند ما شنيدهاى و همانگونه كه ما با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همنشين بوديم تو نيز همنشين بودهاى » ( و قد رأيت كما رأينا ، و سمعت كما سمعنا ، و صحبت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كما صحبنا ) .
اشاره به اين كه تو سالها با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودى و حقايق اسلام و احكام آن را از آن بزرگوار شنيدهاى ؛ بنابر اين هرگز نبايد مسائلى به اين روشنى در باب حقّ الناس و حقّ بيت المال و عدالت اجتماعى بر تو مخفى بماند .
آن گاه از طريق سوّمى براى تأثير گذاردن بر افكار عثمان وارد مىشود و او را با ابوبكر و عمر مقايسه مىكند ، چرا كه آنها هرگز كارهايى را كه عثمان كرد ، انجام ندادند ؛ هر چند اشتباهات ديگرى داشتند ؛ مىفرمايد : « ( علاوه بر اين ) فرزند ابى قحافه ( ابوبكر ) و پسر خطّاب ( عمر ) در انجام دادن اعمال نيك از تو سزاوارتر نبودند ؛ چرا كه تو به رسول خدا از نظر پيوند خويشاوندى از آن دو نزديكترى تو به افتخار دامادى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نائل شدى
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد ، جلد 9 ، صفحهء 263 .
( 2 ) الغدير ، جلد 6 ، صفحهء 93 .